germania

[ایالات متحده]/dʒɜːˈmeɪniə/
[بریتانیا]/dʒɜrˈmeɪniə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اکسید ژرمانیوم; ساتین ماهایموریتز; نام باستانی برای یک منطقه در اروپا

عبارات و ترکیب‌ها

germania history

تاریخ آلمان

germania culture

فرهنگ آلمان

germania language

زبان آلمان

germania arts

هنرهای آلمان

germania heritage

میراث آلمان

germania festivals

جشنواره‌های آلمان

germania cuisine

آشپزی آلمان

germania geography

جغرافیای آلمان

germania economy

اقتصاد آلمان

germania politics

سیاست آلمان

جملات نمونه

germany is often referred to as germania in historical contexts.

آلمان اغلب به عنوان «گِرمانيا» در متون تاریخی اشاره می‌شود.

the concept of germania reflects the ancient tribes of europe.

مفهوم «گِرمانيا» بازتابی از قبایل باستانی اروپا است.

many historians study germania to understand european history.

بسیاری از مورخان «گِرمانيا» را برای درک تاریخ اروپا مطالعه می‌کنند.

germania was a term used by the romans to describe the region.

«گِرمانيا» اصطلاحی بود که رومیان برای توصیف منطقه از آن استفاده می‌کردند.

in literature, germania often symbolizes a sense of nationalism.

در ادبیات، «گِرمانيا» اغلب نمادی از حس میهن‌پرستی است.

some maps from the middle ages label regions as germania.

برخی از نقشه‌های قرون وسطی مناطق را به عنوان «گِرمانيا» نام‌گذاری می‌کنند.

germania has been a subject of interest for many artists.

«گِرمانيا» برای بسیاری از هنرمندان موضوع مورد علاقه بوده است.

the myth of germania has influenced various cultures.

افسانه‌ی «گِرمانيا» بر فرهنگ‌های مختلف تأثیر گذاشته است.

in modern discussions, germania represents a unified germany.

در بحث‌های مدرن، «گِرمانيا» نشان‌دهنده آلمان متحد است.

germania is often depicted in sculptures and paintings.

«گِرمانيا» اغلب در مجسمه‌ها و نقاشی‌ها به تصویر کشیده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید