devastates

[ایالات متحده]/ˈdɛvəsteɪts/
[بریتانیا]/ˈdɛvəˌsteɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور کامل نابود کردن؛ خراب کردن؛ از بین بردن؛ به طور عاطفی یا مالی غرق کردن

عبارات و ترکیب‌ها

devastates lives

نابودی زندگی‌ها

devastates families

نابودی خانواده‌ها

devastates communities

نابودی جوامع

devastates economies

نابودی اقتصادها

devastates regions

نابودی مناطق

devastates futures

نابودی آینده‌ها

devastates hopes

نابودی امیدها

devastates dreams

نابودی رویاها

devastates health

نابودی سلامتی

devastates nature

نابودی طبیعت

جملات نمونه

the earthquake devastates the city, leaving many homeless.

زلزله شهر را ویران می‌کند و بسیاری را بی‌خانمان می‌گذارد.

the news of the disaster devastates the community.

خبر فاجعه باعث ویرانی جامعه می‌شود.

her sudden departure devastates him emotionally.

رفتن ناگهانی او، او را از نظر احساسی ویران می‌کند.

the wildfire devastates thousands of acres of forest.

آتش‌سوزی گسترده هزاران هکتار از جنگل را ویران می‌کند.

the loss of his job devastates his financial stability.

از دست دادن شغلش ثبات مالی او را ویران می‌کند.

the storm devastates the coastal towns.

طوفان شهرهای ساحلی را ویران می‌کند.

such betrayal devastates trust in relationships.

چنین خیانت اعتماد در روابط را ویران می‌کند.

the pandemic devastates economies around the world.

همه‌گیری ویروس اقتصادهای جهان را ویران می‌کند.

the tragic accident devastates the victim's family.

حادثه تلخ خانواده قربانی را ویران می‌کند.

the sudden change in plans devastates her weekend.

تغییر ناگهانی برنامه‌ها آخر هفته او را ویران می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید