deviators

[ایالات متحده]/ˈdiːvɪeɪtəz/
[بریتانیا]/ˈdiːvieɪtərz/

ترجمه

n. دستگاه‌ها یا ابزارهایی که انحراف ایجاد می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

traffic deviators

مسیرهای انحرافی

deviators detected

تشخیص انحراف‌دهنده‌ها

deviators identified

شناسایی انحراف‌دهنده‌ها

deviators reported

گزارش انحراف‌دهنده‌ها

deviators analyzed

تجزیه‌ وتحلیل انحراف‌دهنده‌ها

deviators monitored

نظارت بر انحراف‌دهنده‌ها

deviators removed

حذف انحراف‌دهنده‌ها

deviators evaluated

ارزیابی انحراف‌دهنده‌ها

deviators adjusted

تنظیم انحراف‌دهنده‌ها

deviators managed

مدیریت انحراف‌دهنده‌ها

جملات نمونه

deviators often challenge the status quo.

انحراف‌گران اغلب وضعیت موجود را به چالش می‌کشند.

the team identified several deviators in the data.

تیم چندین انحراف‌گر را در داده‌ها شناسایی کرد.

deviators can provide valuable insights.

انحراف‌گران می‌توانند بینش‌های ارزشمندی ارائه دهند.

we need to analyze the behavior of these deviators.

ما باید رفتار این انحراف‌گران را تجزیه و تحلیل کنیم.

deviators may indicate a need for change.

انحراف‌گران ممکن است نشان‌دهنده نیاز به تغییر باشند.

the study focused on the role of deviators in society.

این مطالعه بر نقش انحراف‌گران در جامعه تمرکز داشت.

understanding deviators can improve our strategies.

درک انحراف‌گران می‌تواند استراتژی‌های ما را بهبود بخشد.

some deviators are seen as innovators.

برخی از انحراف‌گران به عنوان نوآور تلقی می‌شوند.

deviators often face criticism for their choices.

انحراف‌گران اغلب به دلیل انتخاب‌های خود مورد انتقاد قرار می‌گیرند.

identifying deviators is crucial for our research.

شناسایی انحراف‌گران برای تحقیقات ما بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید