rebels

[ایالات متحده]/[ˈrɛblz]/
[بریتانیا]/[ˈrɛblz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که با یک دولت یا قدرت حاکم مخالف هستند؛ فردی که با اقتدار یا عرف مخالفت می‌کند.
v. عمل یا رفتار به شیوه‌ای که با اقتدار یا عرف مخالفت کند؛ علیه برخاستن و تلاش برای سرنگونی دولت.

عبارات و ترکیب‌ها

rebel leaders

رهبران شورشی

rebel yell

همچشمی شورشی

rebel against

مقابله با شورشی

rebellion spread

گسترش شورش

rebels fought

شورشیان جنگیدند

rebel cause

هدف شورشی

rebel forces

نیروهای شورشی

becoming rebels

تبدیل شدن به شورشی

rebel stronghold

حصار شورشی

جملات نمونه

the rebels launched a surprise attack on the capital city.

شورشیان یک حمله غافلگیرانه به شهر پایتخت انجام دادند.

government forces clashed with the rebels in the remote mountains.

نیروهای دولتی با شورشیان در کوه‌های دورافتاده درگیر شدند.

the rebels sought to overthrow the corrupt regime.

شورشیان به دنبال سرنگونی رژیم فاسد بودند.

many young people joined the ranks of the rebels.

بسیاری از جوانان به صفوف شورشیان پیوستند.

the rebels controlled a significant portion of the territory.

شورشیان بخش قابل توجهی از سرزمین را کنترل می‌کردند.

the rebels used guerilla tactics to harass the enemy.

شورشیان از تاکتیک‌های چریکی برای آزار دشمن استفاده می‌کردند.

the government offered an amnesty to the rebels.

دولت عفو شورشیان را پیشنهاد کرد.

the rebels' motivations were complex and varied.

انگیزه‌های شورشیان پیچیده و متنوع بود.

the rebels faced overwhelming odds against the army.

شورشیان با شانس بسیار زیاد در برابر ارتش روبرو شدند.

the rebels declared their independence from the nation.

شورشیان استقلال خود را از کشور اعلام کردند.

the rebels' leader was a charismatic figure.

رهبر شورشیان شخصیتی کاریزماتیک بود.

the rebels fought bravely for their cause.

شورشیان با شجاعت برای هدف خود جنگیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید