dialecticians

[ایالات متحده]/ˌdaɪəˈlɛkˌtɪʃən/
[بریتانیا]/ˌdaɪəˈlɛkˌtɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که در جدل مهارت دارد؛ مباحثه‌کننده یا کسی که به طور منطقی استدلال می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

skilled dialectician

متخصص فن بیان

great dialectician

متکلم برجسته

famous dialectician

دانشمند مشهور

dialectician approach

رویکرد متخصص فن بیان

dialectician's perspective

دیدگاه متخصص فن بیان

dialectician debate

بحث و جدال متخصص فن بیان

dialectician theory

نظریه متخصص فن بیان

dialectician skills

مهارت‌های متخصص فن بیان

dialectician methods

روش‌های متخصص فن بیان

dialectician analysis

تحلیل متخصص فن بیان

جملات نمونه

the dialectician analyzed the arguments carefully.

دانشمند به دقت استدلال‌ها را تحلیل کرد.

as a dialectician, she emphasized the importance of contradictions.

همانطور که یک دانشمند بود، او بر اهمیت تناقضات تاکید کرد.

the dialectician's approach was both logical and philosophical.

رویکرد دانشمند هم منطقی و هم فلسفی بود.

he considered himself a dialectician in discussions.

او خود را در بحث‌ها یک دانشمند می‌دانست.

the dialectician sought to resolve the conflict through reason.

دانشمند به دنبال حل تعارض از طریق استدلال بود.

her lecture on dialectician principles was enlightening.

سخنرانی او در مورد اصول دانشمندان روشنگر بود.

many philosophers are influenced by the dialectician tradition.

بسیاری از فیلسوفان تحت تأثیر سنت دانشمندان هستند.

the dialectician argued that change is constant.

دانشمند استدلال کرد که تغییر ثابت است.

in his writings, the dialectician explored various viewpoints.

در نوشته‌های خود، دانشمند دیدگاه‌های مختلف را بررسی کرد.

the dialectician's insights were valuable for the debate.

بینش‌های دانشمند برای بحث ارزشمند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید