diamantes

[ایالات متحده]/ˌdaiəma:n'tei/
[بریتانیا]/ˌdiəmɑnˈte/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تزئین شده با الماس‌های مصنوعی
n. یک تزئین درخشان

جملات نمونه

she wore a stunning diamante dress

او یک لباس شب درخشان با سنگ‌های الماس پوشید.

the bride's hair was adorned with diamante pins

موهای عروس با سنجاق‌های الماس تزئین شده بود.

the actress accessorized with diamante earrings

بازیگر با گوشواره‌های الماس تزئین شده بود.

the clutch had a diamante clasp

کیف دستی دارای یک قفل الماس بود.

the shoes were embellished with diamante details

کفش‌ها با جزئیات الماس تزئین شده بودند.

the gown sparkled with diamante embellishments

لباس شب با تزئینات الماس می‌درخشید.

the bracelet was encrusted with diamante stones

دستبند با سنگ‌های الماس پوشیده شده بود.

she received a diamante tiara as a gift

او یک تاج الماس را به عنوان هدیه دریافت کرد.

the handbag was adorned with diamante studs

کیف دستی با میخ‌های الماس تزئین شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید