| جمع | rhinestones |
sparkling rhinestone
سنگریشتین درخشان
rhinestone embellishments
زینتهای سنگریشتین
bling rhinestones
سنگریشتینهای براق
glittering rhinestone
سنگریشتین براق
a cheap showy rhinestone bracelet
یک دستبند ارزان قیمت و جلب توجه با سنگ های بلورین.
a cheap, showy rhinestone bracelet;
یک دستبند ارزان قیمت و جلب توجه با سنگ های بلورین;
She adorned her dress with rhinestones.
او لباسش را با نگینهای تزئینی آذیندهی کرد.
The singer's microphone was covered in rhinestones.
میکروفن خواننده با نگینهای تزئینی پوشیده شده بود.
The costume designer used rhinestones to add sparkle to the outfit.
طراح لباس از نگینهای تزئینی برای افزودن درخشندگی به لباس استفاده کرد.
The dance costume shimmered with rhinestones under the stage lights.
لباس رقص با نورهای صحنه، با نگینهای تزئینی میدرخشید.
Her jewelry collection included many rhinestone pieces.
مجموعه جواهرات او شامل قطعات نگیندار زیادی بود.
The vintage brooch was studded with colorful rhinestones.
سینه سنج قدیمی با نگینهای رنگارنگ تزئین شده بود.
The fashion designer used rhinestones to create a glamorous look on the runway.
طراح مد از نگینهای تزئینی برای ایجاد ظاهری جذاب در نمایشگاه استفاده کرد.
She bought a rhinestone-studded phone case for her new phone.
او قاب گوشی نگیندار برای گوشی جدیدش خرید.
The bride's tiara was adorned with sparkling rhinestones.
تاج عروس با نگینهای درخشان آذیندهی شده بود.
The evening clutch was embellished with elegant rhinestones.
کیف شب با نگینهای تزئینی و ظریف تزئین شده بود.
sparkling rhinestone
سنگریشتین درخشان
rhinestone embellishments
زینتهای سنگریشتین
bling rhinestones
سنگریشتینهای براق
glittering rhinestone
سنگریشتین براق
a cheap showy rhinestone bracelet
یک دستبند ارزان قیمت و جلب توجه با سنگ های بلورین.
a cheap, showy rhinestone bracelet;
یک دستبند ارزان قیمت و جلب توجه با سنگ های بلورین;
She adorned her dress with rhinestones.
او لباسش را با نگینهای تزئینی آذیندهی کرد.
The singer's microphone was covered in rhinestones.
میکروفن خواننده با نگینهای تزئینی پوشیده شده بود.
The costume designer used rhinestones to add sparkle to the outfit.
طراح لباس از نگینهای تزئینی برای افزودن درخشندگی به لباس استفاده کرد.
The dance costume shimmered with rhinestones under the stage lights.
لباس رقص با نورهای صحنه، با نگینهای تزئینی میدرخشید.
Her jewelry collection included many rhinestone pieces.
مجموعه جواهرات او شامل قطعات نگیندار زیادی بود.
The vintage brooch was studded with colorful rhinestones.
سینه سنج قدیمی با نگینهای رنگارنگ تزئین شده بود.
The fashion designer used rhinestones to create a glamorous look on the runway.
طراح مد از نگینهای تزئینی برای ایجاد ظاهری جذاب در نمایشگاه استفاده کرد.
She bought a rhinestone-studded phone case for her new phone.
او قاب گوشی نگیندار برای گوشی جدیدش خرید.
The bride's tiara was adorned with sparkling rhinestones.
تاج عروس با نگینهای درخشان آذیندهی شده بود.
The evening clutch was embellished with elegant rhinestones.
کیف شب با نگینهای تزئینی و ظریف تزئین شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید