rhinestone

[ایالات متحده]/'raɪnstəʊn/
[بریتانیا]/'raɪn'ston/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رینستون، الماس مصنوعی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sparkling rhinestone

سنگ‌ریشتین درخشان

rhinestone embellishments

زینت‌های سنگ‌ریشتین

bling rhinestones

سنگ‌ریشتین‌های براق

glittering rhinestone

سنگ‌ریشتین براق

جملات نمونه

a cheap showy rhinestone bracelet

یک دستبند ارزان قیمت و جلب توجه با سنگ های بلورین.

a cheap, showy rhinestone bracelet;

یک دستبند ارزان قیمت و جلب توجه با سنگ های بلورین;

She adorned her dress with rhinestones.

او لباسش را با نگین‌های تزئینی آذین‌دهی کرد.

The singer's microphone was covered in rhinestones.

میکروفن خواننده با نگین‌های تزئینی پوشیده شده بود.

The costume designer used rhinestones to add sparkle to the outfit.

طراح لباس از نگین‌های تزئینی برای افزودن درخشندگی به لباس استفاده کرد.

The dance costume shimmered with rhinestones under the stage lights.

لباس رقص با نورهای صحنه، با نگین‌های تزئینی می‌درخشید.

Her jewelry collection included many rhinestone pieces.

مجموعه جواهرات او شامل قطعات نگین‌دار زیادی بود.

The vintage brooch was studded with colorful rhinestones.

سینه سنج قدیمی با نگین‌های رنگارنگ تزئین شده بود.

The fashion designer used rhinestones to create a glamorous look on the runway.

طراح مد از نگین‌های تزئینی برای ایجاد ظاهری جذاب در نمایشگاه استفاده کرد.

She bought a rhinestone-studded phone case for her new phone.

او قاب گوشی نگین‌دار برای گوشی جدیدش خرید.

The bride's tiara was adorned with sparkling rhinestones.

تاج عروس با نگین‌های درخشان آذین‌دهی شده بود.

The evening clutch was embellished with elegant rhinestones.

کیف شب با نگین‌های تزئینی و ظریف تزئین شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید