diastole

[ایالات متحده]/ˈdaɪəstəli/
[بریتانیا]/ˈdaɪəstoʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مرحله ضربان قلب که عضله قلب شل می‌شود؛ دوره آرامش قلب؛ سیلاب کشیده شده در شعر
شکل‌های واژه
جمعdiastoles

عبارات و ترکیب‌ها

diastole phase

فاز دیاستول

ventricular diastole

دیاستول بطنی

diastole duration

مدت دیاستول

diastole function

عملکرد دیاستول

diastole pressure

فشار دیاستول

diastole interval

فاصله دیاستول

atrial diastole

دیاستول دهلیزی

diastole time

زمان دیاستول

diastole relaxation

ریلکساسیون دیاستول

diastole wave

موج دیاستول

جملات نمونه

during diastole, the heart chambers fill with blood.

در طول دیاستول، حفره‌های قلب با خون پر می‌شوند.

diastole is crucial for proper heart function.

دیاستول برای عملکرد صحیح قلب بسیار مهم است.

measuring diastole can help assess heart health.

اندازه‌گیری دیاستول می‌تواند به ارزیابی سلامت قلب کمک کند.

during diastole, the heart relaxes and expands.

در طول دیاستول، قلب شل می‌شود و منبسط می‌شود.

diastole and systole are essential phases of the cardiac cycle.

دیاستول و سیستول فازهای ضروری چرخه قلبی هستند.

high blood pressure can affect diastole negatively.

فشار خون بالا می‌تواند به طور منفی بر دیاستول تأثیر بگذارد.

doctors often examine diastole to diagnose heart conditions.

پزشکان اغلب دیاستول را برای تشخیص بیماری‌های قلبی بررسی می‌کنند.

diastole allows the heart to receive oxygen-rich blood.

دیاستول به قلب اجازه می‌دهد تا خون غنی از اکسیژن دریافت کند.

understanding diastole is important for medical students.

درک دیاستول برای دانشجویان پزشکی مهم است.

abnormalities in diastole can indicate heart disease.

نارملی‌های دیاستول می‌تواند نشان‌دهنده بیماری قلبی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید