systole

[ایالات متحده]/ˈsɪstəʊli/
[بریتانیا]/ˈsɪstoʊli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مرحله ضربان قلب زمانی که عضله قلب منقبض می‌شود؛ انقباض قلب
Word Forms
جمعsystoles

عبارات و ترکیب‌ها

ventricular systole

انقباض بطنی

atrial systole

انقباض دهلیزی

systole phase

فاز انقباض

isovolumetric systole

انقباض ایزوولومتریک

systole duration

مدت زمان انقباض

systole pressure

فشار انقباض

systole function

عملکرد انقباض

systole interval

فاصله انقباض

systole rate

نرخ انقباض

systole volume

حجم انقباض

جملات نمونه

the heart contracts during systole.

قلب در طول سیستول منقبض می‌شود.

systole is essential for blood circulation.

سیستول برای گردش خون ضروری است.

during systole, blood is pumped out of the heart.

در طول سیستول، خون از قلب پمپاژ می‌شود.

doctors measure systole to assess heart health.

پزشکان سیستول را برای ارزیابی سلامت قلب اندازه‌گیری می‌کنند.

the duration of systole varies with heart rate.

مدت زمان سیستول با ضربان قلب متفاوت است.

systole and diastole are phases of the cardiac cycle.

سیستول و دیاستول فازهای چرخه قلبی هستند.

in a healthy heart, systole is efficient.

در یک قلب سالم، سیستول کارآمد است.

abnormal systole can indicate heart disease.

سیستول غیرطبیعی می‌تواند نشان‌دهنده بیماری قلبی باشد.

understanding systole helps in diagnosing cardiac issues.

درک سیستول به تشخیص مشکلات قلبی کمک می‌کند.

during exercise, systole increases to supply more oxygen.

در طول ورزش، سیستول برای تامین اکسیژن بیشتر افزایش می‌یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید