dib

[ایالات متحده]/dɪb/
[بریتانیا]/dɪb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به آرامی طعمه را به بالا و پایین روی سطح آب کشیدن
n. خط داده ورودی

عبارات و ترکیب‌ها

dib it

placeholder

dib this

placeholder

dib that

placeholder

dib for me

placeholder

dib a hole

placeholder

dib my name

placeholder

dib the prize

placeholder

dib a spot

placeholder

dib the team

placeholder

dib your friend

placeholder

جملات نمونه

she decided to dib her favorite dessert at the bakery.

او تصمیم گرفت دسر مورد علاقه خود را از شیرینی‌فروشی بخرد.

he always dibs the best seat in the theater.

او همیشه بهترین صندلی را در تئاتر انتخاب می‌کند.

they dibbed their share of the pizza before anyone else.

آنها قبل از هر کسی سهم خود از پیتزا را انتخاب کردند.

make sure to dib a spot for the concert early.

مطمئن شوید که زود جایگاهی برای کنسرت انتخاب کنید.

she always dibs the last piece of cake.

او همیشه آخرین تکه کیک را انتخاب می‌کند.

he dibbed the opportunity to lead the project.

او فرصت هدایت پروژه را انتخاب کرد.

don't forget to dib your favorite book at the library.

فراموش نکنید کتاب مورد علاقه خود را از کتابخانه انتخاب کنید.

they dibbed the best camping spot by the lake.

آنها بهترین مکان کمپینگ کنار دریاچه را انتخاب کردند.

she quickly dibs her turn at the game.

او به سرعت نوبت خود را در بازی انتخاب می‌کند.

he always dibs the first slice of pizza.

او همیشه اولین تکه پیتزا را انتخاب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید