dive

[ایالات متحده]/daɪv/
[بریتانیا]/daɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به آب پریدن یا شیرجه زدن؛ شنا کردن یا کاوش در زیر آب؛ به سرعت پایین آمدن
n. عمل پریدن یا شیرجه زدن به آب؛ شنا کردن یا کاوش در زیر آب؛ یک نزول سریع

عبارات و ترکیب‌ها

dive underwater

غواصي زیر آب

dive into

وارد شدن به غواصی

dive in

غواصی کردن

dive for

جستجو با غواصی

take a dive

یک غواصی انجام دادن

dive off

غواصی از روی

scuba dive

غواصی با اسناگل

nose dive

افت آزاد

fish dive

غواصی ماهی

جملات نمونه

She loves to dive into a good book.

او عاشق غرق شدن در یک کتاب خوب است.

He decided to dive headfirst into the project.

او تصمیم گرفت با سر وارد پروژه شود.

The kids can't wait to dive into the pool.

کودکان مشتاقانه منتظر غواصی در استخر هستند.

I want to dive deeper into the topic.

می‌خواهم عمیق‌تر در این موضوع غواصی کنم.

The researcher will dive into the data analysis tomorrow.

محقق فردا وارد تجزیه و تحلیل داده ها خواهد شد.

Let's dive into the details of the plan.

بیایید به جزئیات برنامه بپردازیم.

She decided to dive into the world of entrepreneurship.

او تصمیم گرفت وارد دنیای کارآفرینی شود.

The team will dive into brainstorming ideas for the project.

تیم برای پروژه ایده‌پردازی خواهد کرد.

He loves to dive into new challenges.

او عاشق غواصی در چالش های جدید است.

The students will dive into their research project next week.

دانشجویان هفته آینده وارد پروژه تحقیقاتی خود خواهند شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید