dichotomists

[ایالات متحده]/daɪˈkɒtəˌmɪsts/
[بریتانیا]/daɪˈkɑːtəˌmɪsts/

ترجمه

n. کسانی که به دو بخش یا دسته تقسیم می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

dichotomists view

دیدگاه دوگانه گرایان

dichotomists debate

بحث دوگانه گرایان

dichotomists perspective

دیدگاه دوگانه گرایان

dichotomists analysis

تجزیه و تحلیل دوگانه گرایان

dichotomists framework

چارچوب دوگانه گرایان

dichotomists approach

رویکرد دوگانه گرایان

dichotomists thinking

تفکر دوگانه گرایان

dichotomists argument

استدلال دوگانه گرایان

dichotomists model

مدل دوگانه گرایان

dichotomists classification

طبقه بندی دوگانه گرایان

جملات نمونه

dichotomists often see the world in black and white.

دوگانه باوران اغلب دنیا را سیاه و سفید می‌بینند.

many dichotomists struggle to find common ground.

بسیاری از دوگانه باوران برای یافتن نقاط مشترک تلاش می‌کنند.

dichotomists tend to oversimplify complex issues.

دوگانه باوران معمولاً مسائل پیچیده را بیش از حد ساده می‌کنند.

in debates, dichotomists may ignore nuanced perspectives.

در بحث‌ها، دوگانه باوران ممکن است دیدگاه‌های ظریف را نادیده بگیرند.

some dichotomists believe there are only two sides to every story.

برخی از دوگانه باوران معتقدند که در هر داستانی فقط دو طرف وجود دارد.

dichotomists often create divisions among people.

دوگانه باوران اغلب باعث ایجاد تفرقه بین مردم می‌شوند.

some educators encourage students to move beyond dichotomists thinking.

برخی از مربیان تشویق می‌کنند که دانش‌آموزان از تفکر دوگانه باوران فراتر روند.

dichotomists may find it hard to accept ambiguity.

دوگانه باوران ممکن است بپذیرند که پذیرش ابهام برایشان دشوار است.

critics argue that dichotomists oversimplify human behavior.

منتقدان استدلال می‌کنند که دوگانه باوران رفتار انسان را بیش از حد ساده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید