splitter

[ایالات متحده]/'splitə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که تقسیم می‌کند، ماشینی که تقسیم می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

audio splitter

تقسیم‌کننده صدا

video splitter

تقسیم‌کننده ویدئو

network splitter

تقسیم‌کننده شبکه

beam splitter

تقسیم‌کننده پرتو

power splitter

تقسیم‌کننده توان

optical splitter

تقسیم‌کننده نوری

log splitter

تقسیم‌کننده چوب

جملات نمونه

A zero dead volume microinjector,a constant pressure separation system and a flow splitter for gradient elution are designed,which are effective for solving the existing main problems of CEC.

یک میکروانژکتور با حجم مرده صفر، یک سیستم جداسازی با فشار ثابت و یک جدا کننده جریان برای حاشیه‌نویسی گرادیان طراحی شده‌اند که برای حل مشکلات اصلی موجود در CEC موثر هستند.

The wood splitter is used to split logs for firewood.

از شکافنده چوب برای شکافتن الوار برای هیزم استفاده می شود.

She used a splitter to divide the cable signal between the TV and the internet modem.

او از یک شکافنده برای تقسیم سیگنال کابل بین تلویزیون و مودم اینترنت استفاده کرد.

The audio splitter allows multiple headphones to be connected to one device.

شکافنده صوتی به شما امکان می دهد چندین هدفون را به یک دستگاه متصل کنید.

The splitter in the car cigarette lighter allows you to charge multiple devices at once.

شکافنده در فندک ماشین به شما امکان می دهد چندین دستگاه را به طور همزمان شارژ کنید.

The splitter function in the software helps users easily divide large files into smaller parts.

عملکرد تقسیم کننده در نرم افزار به کاربران کمک می کند تا به راحتی فایل های بزرگ را به قسمت های کوچکتر تقسیم کنند.

An HDMI splitter allows one HDMI source to be displayed on multiple screens simultaneously.

یک شکافنده HDMI به شما امکان می دهد یک منبع HDMI را به طور همزمان روی چندین صفحه نمایش نشان دهید.

The team decided to use a workload splitter to evenly distribute tasks among team members.

تیم تصمیم گرفت از یک تقسیم کننده بار کاری برای توزیع یکنواخت وظایف در بین اعضای تیم استفاده کند.

The power splitter divides the electrical power from one source into multiple outputs.

شکافنده برق توان الکتریکی را از یک منبع به چندین خروجی تقسیم می کند.

A signal splitter is commonly used in telecommunications to split a signal into multiple paths.

شکافنده سیگنال معمولاً در مخابرات برای تقسیم سیگنال به مسیرهای متعدد استفاده می شود.

The Ethernet splitter allows two devices to share one Ethernet cable connection.

شکافنده اترنت به دو دستگاه اجازه می دهد تا یک اتصال کابل اترنت را به اشتراک بگذارند.

نمونه‌های واقعی

Abraham Lincoln was the rail- splitter.

آبراهام لینکلن تقسیم‌کننده ریل بود.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

That's a splitter.It's for, uh, two headphones going into one input.

این یک تقسیم‌کننده است. برای دو هدفون که به یک ورودی می‌روند.

منبع: Selected Encounters with You in New York on the Journey Again

We chose the knee splitter for you, as just the name is enough to make you grimace.

ما تقسیم‌کننده زانو را برای شما انتخاب کردیم، زیرا فقط نام آن کافی است تا شما را به حالت منزجر درآورد.

منبع: World Atlas of Wonders

I didn't do anything. I don't even know what a splitter is.

من هیچ کاری نکردم. حتی نمی‌دانم یک تقسیم‌کننده چیست.

منبع: Everybody Loves Raymond Season 1

22.So in this case, the splitters eventually won, and got a third kingdom just for the fungus.

22. بنابراین در این مورد، تقسیم‌کننده‌ها در نهایت پیروز شدند و به خاطر قارچ یک پادشاهی سوم به دست آوردند.

منبع: New TPO Listening

Splitters like to look for the differences and put things in as many different categories as possible.

تقسیم‌کننده‌ها دوست دارند به دنبال تفاوت‌ها باشند و چیزها را در بیشترین دسته‌بندی‌های مختلف قرار دهند.

منبع: New TPO Listening

It depends on where you decide to make your divisions - whether you are a lumper or a splitter, as they say in the biological world.

این به این بستگی دارد که کجا تصمیم می‌گیرید تقسیمات خود را انجام دهید - اینکه شما یک تجمیع‌کننده یا یک تقسیم‌کننده هستید، همانطور که در دنیای زیست‌شناسی می‌گویند.

منبع: A Brief History of Everything

From Aristotle's " Categories" to the Linnaean taxonomy of biology, people are splitters, not lumpers, forever seeking to parse and quantify the world.

از "دسته‌بندی‌های" ارسطو تا طبقه‌بندی زیست‌شناسی لینه‌، مردم تقسیم‌کننده‌اند، نه تجمیع‌کننده‌، همیشه در تلاش برای تجزیه و کمی کردن جهان.

منبع: The Economist Culture

You've got an illegal cable splitter on your roof.

شما یک تقسیم‌کننده کابل غیرقانونی روی پشت بام خود دارید.

منبع: Everybody Loves Raymond Season 1

Ok. There are two major types of classifiers in the world: people we call " lumpers" and people we call " splitters" .

باشه. دو نوع اصلی طبقه‌بندی‌کننده در جهان وجود دارد: کسانی که ما آنها را " تجمیع‌کننده‌ها" می‌نامیم و کسانی که ما آنها را " تقسیم‌کننده‌ها" می‌نامیم.

منبع: New TPO Listening

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید