play didgeridoo
اجرای ديدخريدو
didgeridoo music
موسیقی ديدخريدو
didgeridoo sound
صدای ديدخريدو
learn didgeridoo
يادگيري ديدخريدو
didgeridoo player
نوازنده ديدخريدو
didgeridoo workshop
کارگاه ديدخريدو
didgeridoo technique
تکنیک ديدخريدو
didgeridoo festival
جشنواره ديدخريدو
didgeridoo art
هنر ديدخريدو
didgeridoo culture
فرهنگ ديدخريدو
he played the didgeridoo at the festival.
او دف مورد را در جشنواره اجرا کرد.
the sound of the didgeridoo is mesmerizing.
صدای دف مورد مسحور کننده است.
she learned to play the didgeridoo during her travels.
او در طول سفرها یاد گرفت دف مورد را چگونه بنوازد.
didgeridoos are traditional instruments of the aboriginal people.
دف موردها سازهای سنتی مردم بومی هستند.
the didgeridoo adds a unique sound to the music.
دف مورد صدایی منحصر به فرد به موسیقی اضافه می کند.
he bought a handmade didgeridoo as a souvenir.
او به عنوان سوغاتی یک دف مورد دست ساز خرید.
they held a workshop on playing the didgeridoo.
آنها یک کارگاه آموزشی در مورد نواختن دف مورد برگزار کردند.
the didgeridoo is often used in ceremonies.
دف مورد اغلب در مراسمات مورد استفاده قرار می گیرد.
listening to the didgeridoo transports me to australia.
گوش دادن به دف مورد مرا به استرالیا منتقل می کند.
he enjoys experimenting with different didgeridoo techniques.
او از آزمایش تکنیک های مختلف دف مورد لذت می برد.
play didgeridoo
اجرای ديدخريدو
didgeridoo music
موسیقی ديدخريدو
didgeridoo sound
صدای ديدخريدو
learn didgeridoo
يادگيري ديدخريدو
didgeridoo player
نوازنده ديدخريدو
didgeridoo workshop
کارگاه ديدخريدو
didgeridoo technique
تکنیک ديدخريدو
didgeridoo festival
جشنواره ديدخريدو
didgeridoo art
هنر ديدخريدو
didgeridoo culture
فرهنگ ديدخريدو
he played the didgeridoo at the festival.
او دف مورد را در جشنواره اجرا کرد.
the sound of the didgeridoo is mesmerizing.
صدای دف مورد مسحور کننده است.
she learned to play the didgeridoo during her travels.
او در طول سفرها یاد گرفت دف مورد را چگونه بنوازد.
didgeridoos are traditional instruments of the aboriginal people.
دف موردها سازهای سنتی مردم بومی هستند.
the didgeridoo adds a unique sound to the music.
دف مورد صدایی منحصر به فرد به موسیقی اضافه می کند.
he bought a handmade didgeridoo as a souvenir.
او به عنوان سوغاتی یک دف مورد دست ساز خرید.
they held a workshop on playing the didgeridoo.
آنها یک کارگاه آموزشی در مورد نواختن دف مورد برگزار کردند.
the didgeridoo is often used in ceremonies.
دف مورد اغلب در مراسمات مورد استفاده قرار می گیرد.
listening to the didgeridoo transports me to australia.
گوش دادن به دف مورد مرا به استرالیا منتقل می کند.
he enjoys experimenting with different didgeridoo techniques.
او از آزمایش تکنیک های مختلف دف مورد لذت می برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید