didgeridoos

[ایالات متحده]/ˌdɪdʒ.ə.rɪˈduː/
[بریتانیا]/ˌdɪdʒ.ə.rɪˈdu/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سازی بادی که توسط بومیان استرالیا توسعه یافته و معمولاً از تنه درخت توخالی ساخته می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

play didgeridoo

اجرای ديدخريدو

didgeridoo music

موسیقی ديدخريدو

didgeridoo sound

صدای ديدخريدو

learn didgeridoo

يادگيري ديدخريدو

didgeridoo player

نوازنده ديدخريدو

didgeridoo workshop

کارگاه ديدخريدو

didgeridoo technique

تکنیک ديدخريدو

didgeridoo festival

جشنواره ديدخريدو

didgeridoo art

هنر ديدخريدو

didgeridoo culture

فرهنگ ديدخريدو

جملات نمونه

he played the didgeridoo at the festival.

او دف مورد را در جشنواره اجرا کرد.

the sound of the didgeridoo is mesmerizing.

صدای دف مورد مسحور کننده است.

she learned to play the didgeridoo during her travels.

او در طول سفرها یاد گرفت دف مورد را چگونه بنوازد.

didgeridoos are traditional instruments of the aboriginal people.

دف موردها سازهای سنتی مردم بومی هستند.

the didgeridoo adds a unique sound to the music.

دف مورد صدایی منحصر به فرد به موسیقی اضافه می کند.

he bought a handmade didgeridoo as a souvenir.

او به عنوان سوغاتی یک دف مورد دست ساز خرید.

they held a workshop on playing the didgeridoo.

آنها یک کارگاه آموزشی در مورد نواختن دف مورد برگزار کردند.

the didgeridoo is often used in ceremonies.

دف مورد اغلب در مراسمات مورد استفاده قرار می گیرد.

listening to the didgeridoo transports me to australia.

گوش دادن به دف مورد مرا به استرالیا منتقل می کند.

he enjoys experimenting with different didgeridoo techniques.

او از آزمایش تکنیک های مختلف دف مورد لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید