diesinkers

[ایالات متحده]/'daɪsɪŋkə/
[بریتانیا]/'daɪsɪŋkɚ/

ترجمه

n. دستگاهی برای ساخت قالب‌ها؛ سازنده قالب؛ ساخت قالب؛ سازنده قالب

عبارات و ترکیب‌ها

diesinker machine

ماشین دای‌سینکر

diesinker process

فرآیند دای‌سینکر

diesinker tool

ابزار دای‌سینکر

diesinker operator

اپراتور دای‌سینکر

diesinker application

کاربرد دای‌سینکر

diesinker industry

صنعت دای‌سینکر

diesinker design

طراحی دای‌سینکر

diesinker parts

قطعات دای‌سینکر

diesinker setup

راه‌اندازی دای‌سینکر

diesinker maintenance

نگهداری دای‌سینکر

جملات نمونه

the diesinker carefully crafted the intricate design.

تراشکار با دقت و مهارت طرح پیچیده را ایجاد کرد.

he is a skilled diesinker with years of experience.

او یک تراشکار ماهر با سال‌ها تجربه است.

the diesinker used a variety of tools for the job.

تراشکار از ابزارهای مختلف برای انجام این کار استفاده کرد.

the diesinker was praised for his attention to detail.

تراشکار به خاطر توجهش به جزئیات مورد تحسین قرار گرفت.

they hired a diesinker to create custom molds.

آنها یک تراشکار را برای ایجاد قالب‌های سفارشی استخدام کردند.

the diesinker demonstrated his techniques at the workshop.

تراشکار تکنیک‌های خود را در کارگاه به نمایش گذاشت.

understanding materials is crucial for a diesinker.

درک مواد برای یک تراشکار بسیار مهم است.

the diesinker worked late into the night to meet the deadline.

تراشکار تا دیروقت شب برای رسیدن به مهلت مقرر کار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید