molder

[ایالات متحده]/ˈməʊldə/
[بریتانیا]/ˈmoʊldər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. تجزیه شدن یا خرد شدن؛ پوسیدن؛ از هم پاشیدن
vt. باعث تجزیه شدن یا خرد شدن؛ باعث سقوط شدن؛ باعث پوسیدن
n. کسی که قالب می‌زند، سازنده قالب؛ قالب‌زن؛ سازنده قالب؛ تکنسین قالب ماسه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

molder in silence

در سکوت شکل بگیر

molder away

به تدریج شکل بگیر

molder with time

با گذشت زمان شکل بگیر

molder into dust

به گرد و غبار تبدیل شو

molder in darkness

در تاریکی شکل بگیر

molder beneath soil

تحت خاک شکل بگیر

molder away slowly

به آرامی شکل بگیر

molder of memories

شکل‌دهنده خاطرات

molder in neglect

در بی‌توجهی شکل بگیر

molder in ruins

در میان ویرانه‌ها شکل بگیر

جملات نمونه

the old bread began to molder in the pantry.

نان کهنه در انباری کپک زد.

he watched the leaves molder on the ground.

او برگ‌هایی که روی زمین کپک می‌زدند را تماشا کرد.

don't let your dreams molder away.

نذارید رویاهاتون از بین بروند.

the forgotten books started to molder on the shelf.

کتاب‌های فراموش‌شده روی قفسه شروع به کپک زدن کردند.

her enthusiasm for the project began to molder.

اشتیاق او برای پروژه شروع به از بین رفتن کرد.

we found the old toys moldering in the attic.

ما اسباب‌بازی‌های قدیمی کپک‌زده را در زیرزمین پیدا کردیم.

letting ideas molder can hinder progress.

اجازه دادن به ایده‌ها برای از بین رفتن می‌تواند پیشرفت را مختل کند.

she felt her creativity moldering under the routine.

او احساس کرد خلاقیتش در زیر روتین در حال از بین رفتن است.

the abandoned house was moldering away.

خانه متروکه در حال از بین رفتن بود.

he feared his talents would molder if not used.

او می‌ترسید اگر از استعدادهایش استفاده نکند، از بین بروند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید