molder in silence
در سکوت شکل بگیر
molder away
به تدریج شکل بگیر
molder with time
با گذشت زمان شکل بگیر
molder into dust
به گرد و غبار تبدیل شو
molder in darkness
در تاریکی شکل بگیر
molder beneath soil
تحت خاک شکل بگیر
molder away slowly
به آرامی شکل بگیر
molder of memories
شکلدهنده خاطرات
molder in neglect
در بیتوجهی شکل بگیر
molder in ruins
در میان ویرانهها شکل بگیر
the old bread began to molder in the pantry.
نان کهنه در انباری کپک زد.
he watched the leaves molder on the ground.
او برگهایی که روی زمین کپک میزدند را تماشا کرد.
don't let your dreams molder away.
نذارید رویاهاتون از بین بروند.
the forgotten books started to molder on the shelf.
کتابهای فراموششده روی قفسه شروع به کپک زدن کردند.
her enthusiasm for the project began to molder.
اشتیاق او برای پروژه شروع به از بین رفتن کرد.
we found the old toys moldering in the attic.
ما اسباببازیهای قدیمی کپکزده را در زیرزمین پیدا کردیم.
letting ideas molder can hinder progress.
اجازه دادن به ایدهها برای از بین رفتن میتواند پیشرفت را مختل کند.
she felt her creativity moldering under the routine.
او احساس کرد خلاقیتش در زیر روتین در حال از بین رفتن است.
the abandoned house was moldering away.
خانه متروکه در حال از بین رفتن بود.
he feared his talents would molder if not used.
او میترسید اگر از استعدادهایش استفاده نکند، از بین بروند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید