dietetics

[ایالات متحده]/ˌdaɪəˈtɛtɪks/
[بریتانیا]/ˌdaɪəˈtɛtɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مطالعه رژیم غذایی و تغذیه؛ علم اینکه غذا چگونه بر سلامت تأثیر می‌گذارد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

dietetics advice

مشاوره تغذیه

dietetics practice

عمل تغذیه

dietetics education

آموزش تغذیه

dietetics consultation

مشاوره تغذیه

dietetics profession

حرفه تغذیه

dietetics research

تحقیقات تغذیه

dietetics degree

مدرک تغذیه

dietetics guidelines

دستورالعمل‌های تغذیه

dietetics field

حوزه تغذیه

dietetics specialist

متخصص تغذیه

جملات نمونه

dietetics plays a crucial role in managing chronic diseases.

دیریتیکس نقش مهمی در مدیریت بیماری‌های مزمن ایفا می‌کند.

many universities offer degrees in dietetics.

بسیاری از دانشگاه‌ها مدرک در رشته دیریتیکس ارائه می‌دهند.

she decided to pursue a career in dietetics.

او تصمیم گرفت شغلی در رشته دیریتیکس دنبال کند.

understanding dietetics can improve overall health.

درک دیریتیکس می‌تواند سلامت کلی را بهبود بخشد.

he is studying dietetics to help others eat healthier.

او در حال تحصیل در رشته دیریتیکس است تا به دیگران کمک کند سالم‌تر غذا بخورند.

dietetics involves the science of food and nutrition.

دیریتیکس شامل علم تغذیه و مواد غذایی است.

she consulted a dietetics expert for her meal plan.

او برای برنامه غذایی خود با یک متخصص دیریتیکس مشورت کرد.

the field of dietetics is constantly evolving.

رشته دیریتیکس به طور مداوم در حال پیشرفت است.

he wrote a book about dietetics and healthy eating.

او کتابی در مورد دیریتیکس و تغذیه سالم نوشت.

she attends workshops to enhance her dietetics knowledge.

او در کارگاه‌هایی شرکت می‌کند تا دانش خود در مورد دیریتیکس را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید