overeating

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈiːtɪŋ/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈiːtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل خوردن بیش از حد

عبارات و ترکیب‌ها

overeating habits

عادت‌های پرخوری

overeating issues

مشکلات پرخوری

overeating triggers

فعال‌کننده‌های پرخوری

overeating behavior

رفتار پرخوری

overeating patterns

الگوهای پرخوری

overeating consequences

پیامدهای پرخوری

overeating prevention

جلوگیری از پرخوری

overeating solutions

راه حل‌های پرخوری

overeating awareness

آگاهی از پرخوری

overeating recovery

بهبودی از پرخوری

جملات نمونه

overeating can lead to various health problems.

پرخوری می تواند منجر به مشکلات سلامتی مختلف شود.

many people struggle with overeating during holidays.

بسیاری از مردم در طول تعطیلات با پرخوری دست و پنجه نرم می کنند.

overeating often results in weight gain.

پرخوری اغلب منجر به افزایش وزن می شود.

she realized her overeating habits were unhealthy.

او متوجه شد که عادت های پرخوری او ناسالم هستند.

to avoid overeating, try to eat slowly.

برای جلوگیری از پرخوری، سعی کنید به آرامی غذا بخورید.

overeating can negatively impact your digestion.

پرخوری می تواند به طور منفی بر گوارش شما تأثیر بگذارد.

mindful eating can help prevent overeating.

خوردن با ذهن آگاه می تواند به جلوگیری از پرخوری کمک کند.

he often regrets his overeating after a big meal.

او اغلب پس از یک وعده غذایی بزرگ، پرخوری خود را پشیمان است.

overeating can be a response to emotional stress.

پرخوری می تواند یک واکنش به استرس عاطفی باشد.

she joined a support group to deal with her overeating.

او برای مقابله با پرخوری خود به یک گروه حمایتی پیوست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید