digesters

[ایالات متحده]/daɪˈdʒɛstəz/
[بریتانیا]/daɪˈdʒɛstərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که اطلاعات را خلاصه یا جمع‌آوری می‌کند; غذایی که به هضم کمک می‌کند; دستگاهی برای تقطیر

عبارات و ترکیب‌ها

food digesters

هضم‌کننده‌های غذا

waste digesters

هضم‌کننده‌های زباله

anaerobic digesters

هضم‌کننده‌های بی‌هوازی

biogas digesters

هضم‌کننده‌های بیوگاز

industrial digesters

هضم‌کننده‌های صنعتی

microbial digesters

هضم‌کننده‌های میکروبی

organic digesters

هضم‌کننده‌های آلی

large digesters

هضم‌کننده‌های بزرگ

small digesters

هضم‌کننده‌های کوچک

efficient digesters

هضم‌کننده‌های کارآمد

جملات نمونه

digesters are used to break down organic waste.

هضم‌کننده‌ها برای تجزیه پسماند آلی استفاده می‌شوند.

many farms utilize digesters for energy production.

بسیاری از مزارع از هضم‌کننده‌ها برای تولید انرژی استفاده می‌کنند.

digesters can help reduce greenhouse gas emissions.

هضم‌کننده‌ها می‌توانند به کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای کمک کنند.

the efficiency of digesters depends on several factors.

راندمان هضم‌کننده‌ها به عوامل متعددی بستگی دارد.

installing digesters can be a sustainable solution.

نصب هضم‌کننده‌ها می‌تواند یک راه حل پایدار باشد.

digesters convert waste into useful biogas.

هضم‌کننده‌ها پسماند را به بیوگاز مفید تبدیل می‌کنند.

research on digesters is advancing rapidly.

تحقیقات در مورد هضم‌کننده‌ها به سرعت در حال پیشرفت است.

digesters require regular maintenance to function effectively.

هضم‌کننده‌ها برای عملکرد موثر به نگهداری منظم نیاز دارند.

many municipalities are investing in digesters for waste management.

شهرداری‌های زیادی در حال سرمایه‌گذاری در هضم‌کننده‌ها برای مدیریت پسماند هستند.

digesters play a crucial role in the circular economy.

هضم‌کننده‌ها نقش مهمی در اقتصاد چرخشی ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید