dinghies

[ایالات متحده]/dɪŋɪz/
[بریتانیا]/dɪŋɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قایق‌های کوچک بدون سقف؛ قایق‌های نجات بادشونده

عبارات و ترکیب‌ها

small dinghies

قایق‌های کوچک

fishing dinghies

قایق‌های ماهیگیری

racing dinghies

قایق‌های مسابقه‌ای

inflatable dinghies

قایق‌های بادی

wooden dinghies

قایق‌های چوبی

dinghies for sale

قایق‌های برای فروش

dinghies rental

اجاره قایق

dinghies design

طراحی قایق

dinghies sailing

بادبانی قایق

dinghies storage

نگهداری قایق

جملات نمونه

the sailors used dinghies to reach the shore quickly.

ملوانان از قایق‌های کوچک برای رسیدن سریع به ساحل استفاده کردند.

we stored the dinghies on the dock after our trip.

ما قایق‌های کوچک را پس از سفر خود در اسکله نگهداری کردیم.

many yachts come with dinghies for easy access to land.

بسیاری از قایق‌های تفریحی با قایق‌های کوچک برای دسترسی آسان به خشکی عرضه می‌شوند.

the kids enjoyed playing in the dinghies on the lake.

کودکان از بازی با قایق‌های کوچک در دریاچه لذت بردند.

during the storm, we had to secure the dinghies tightly.

طی طوفان، مجبور شدیم قایق‌های کوچک را محکم کنیم.

they used the dinghies to explore the nearby islands.

آنها از قایق‌های کوچک برای کاوش جزایر نزدیک استفاده کردند.

the dinghies were equipped with life jackets for safety.

قایق‌های کوچک مجهز به جلیقه نجات برای ایمنی بودند.

we rented dinghies for a fun day on the water.

ما قایق‌های کوچک اجاره کردیم تا یک روز سرگرم‌کننده در آب داشته باشیم.

the dinghies were painted bright colors to be easily seen.

قایق‌های کوچک به رنگ‌های روشن رنگ شده بودند تا به راحتی دیده شوند.

after the race, the dinghies were returned to the marina.

پس از مسابقه، قایق‌های کوچک به مارینا بازگردانده شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید