rowboats

[ایالات متحده]/ˈrəʊbəʊts/
[بریتانیا]/ˈroʊboʊts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قایق‌های پارویی; قایق کوچک که با پارو به جلو می‌رود

عبارات و ترکیب‌ها

rowboats for rent

قایق‌های پارویی برای اجاره

rowboats on lake

قایق‌های پارویی در دریاچه

rowboats in pairs

قایق‌های پارویی به صورت جفت

rowboats at sunset

قایق‌های پارویی در هنگام غروب آفتاب

rowboats for two

قایق‌های پارویی برای دو نفر

rowboats and fishing

قایق‌های پارویی و ماهیگیری

rowboats on river

قایق‌های پارویی در رودخانه

rowboats near shore

قایق‌های پارویی نزدیک ساحل

rowboats in motion

قایق‌های پارویی در حرکت

rowboats for leisure

قایق‌های پارویی برای تفریح

جملات نمونه

we rented rowboats to explore the lake.

ما قایق‌های پارویی اجاره کردیم تا دریاچه را کاوش کنیم.

the rowboats glided smoothly across the water.

قایق‌های پارویی به راحتی روی آب سر می‌خوردند.

he enjoys spending weekends in rowboats with friends.

او از گذراندن آخر هفته‌ها با دوستان در قایق‌های پارویی لذت می‌برد.

rowboats are a great way to enjoy nature.

قایق‌های پارویی راهی عالی برای لذت بردن از طبیعت هستند.

they organized a race with rowboats on the river.

آنها یک مسابقه با قایق‌های پارویی در رودخانه برگزار کردند.

rowboats require teamwork for effective paddling.

قایق‌های پارویی برای پاروی موثر به کار تیمی نیاز دارند.

we saw many rowboats during our visit to the park.

ما در طول بازدیدمان از پارک قایق‌های پارویی زیادی دیدیم.

rowboats can be rented by the hour at the marina.

قایق‌های پارویی را می‌توان به ازای ساعت در اسکله اجاره کرد.

she painted vibrant colors on her rowboat.

او رنگ‌های زنده را روی قایق پارویی خود نقاشی کرد.

the rowboats were tied up at the dock for the night.

قایق‌های پارویی شب را در اسکله بسته بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید