dinkins

[ایالات متحده]/—/
[بریتانیا]/—/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام خاص؛ یک نام خانوادگی به اصل انگلیسی

جملات نمونه

the exhibit chronicles the life and times of david dinkins.

این نمایشگاه زندگی و دوران دیوید دینکنس را روایت می‌کند.

david dinkins served as the 106th mayor of new york city.

دیوید دینکنس به عنوان شهردار ۱۰۶م نیویورک خدمت کرد.

many remember dinkins as the city's first african american mayor.

بسیاری دینکنس را به عنوان اولین شهردار آفریقایی-amerikanی شهر به یاد می‌آورند.

the dinkins administration focused heavily on reducing crime rates.

اداره دینکنس به طور چشمگیری روی کاهش نرخ جرایم متمرکز بود.

historians often analyze the turbulent dinkins era with nuance.

تاریخ‌گران معمولاً دوران پردرگاس دینکنس را با دقت تحلیل می‌کنند.

professor dinkins is a leading expert on urban policy.

دکتر دینکنس یکی از متخصصان برتر در زمینه سیاست شهری است.

the dinkins family has lived in harlem for generations.

خانواده دینکنس در هارلم به طور چند نسله زندگی می‌کنند.

critics and supporters debate the legacy of mayor dinkins.

انتقادات کنندگان و حامیان درباره وارث شهردار دینکنس بحث می‌کنند.

the biography offers a glimpse into dinkins' personal philosophy.

این بیوگرافی نگاهی به فلسفه شخصی دینکنس می‌اندازد.

during the crisis, dinkins maintained a calm demeanor.

در طول بحران، دینکنس حالتی آرام حفظ کرد.

the dinkins foundation supports various educational charities locally.

بنیاد دینکنس به طور محلی به چندین خیریه آموزشی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید