dinosaurian

[ایالات متحده]/ˌdaɪnəˈsɔːrɪən/
[بریتانیا]/ˌdaɪnəˈsɔriən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به دایناسورها
n. یک دایناسور

عبارات و ترکیب‌ها

dinosaurian era

عصر دایناسوری

dinosaurian species

گونه‌های دایناسوری

dinosaurian fossils

فسیل‌های دایناسوری

dinosaurian extinction

منقرض شدن دایناسورها

dinosaurian tracks

ردپای دایناسوری

dinosaurian bones

استخوان‌های دایناسوری

dinosaurian behavior

رفتار دایناسوری

dinosaurian habitat

زیستگاه دایناسوری

dinosaurian research

تحقیقات دایناسوری

dinosaurian discovery

کشف دایناسوری

جملات نمونه

the dinosaurian fossils were discovered in the desert.

فسیل‌های دایناسوری در صحرا کشف شدند.

scientists study dinosaurian behavior to understand evolution.

دانشمندان رفتار دایناسوری را برای درک تکامل مطالعه می‌کنند.

the dinosaurian era was marked by massive reptiles.

عصر دایناسوری با خزندگان بزرگ مشخص شد.

many dinosaurian species lived in herds for protection.

بسیاری از گونه‌های دایناسوری برای محافظت در گروه‌های بزرگ زندگی می‌کردند.

some dinosaurian creatures were herbivores, while others were carnivores.

برخی از موجودات دایناسوری گیاهخوار بودند، در حالی که برخی دیگر گوشتخوار بودند.

the dinosaurian skeleton was displayed in the museum.

اسکلت دایناسوری در موزه به نمایش گذاشته شد.

researchers are uncovering new dinosaurian species every year.

محققان هر سال گونه‌های جدید دایناسوری را کشف می‌کنند.

the dinosaurian extinction event changed the planet forever.

حادثه انقراض دایناسوری برای همیشه سیاره را تغییر داد.

children love learning about dinosaurian giants.

کودکان عاشق یادگیری در مورد غول‌های دایناسوری هستند.

the dinosaurian exhibit attracted many visitors last summer.

نمایش دایناسوری تابستان گذشته بسیاری از بازدیدکنندگان را به خود جذب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید