recent

[ایالات متحده]/ˈriːsnt/
[بریتانیا]/ˈriːsnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. اتفاق افتاده یا انجام شده در مدت زمان کوتاهی پیش؛ متعلق به دوره گذشته‌ای که خیلی دور نیست

عبارات و ترکیب‌ها

recent events

واقعه اخیر

in recent years

در سال‌های اخیر

recently published

به تازگی منتشر شده

recent developments

تحولات اخیر

most recent

آخرین

recent update

به‌روزرسانی اخیر

recent trends

روندهای اخیر

recent development

توسعه اخیر

more recent

تازه‌تر

recent situation

وضعیت اخیر

recent news

اخبار اخیر

recent period

دوره اخیر

recent projects

پروژه‌های اخیر

جملات نمونه

a recent slump in demand.

یک رکود اخیر در تقاضا

a recent edition of the newspaper.

یک نسخه جدید از روزنامه.

the site of the recent fire

محل آتش‌سوزی اخیر

It is a recent purchase of mine.

این یک خرید اخیر من است.

a recent trend in literature

یک روند اخیر در ادبیات

a recent visit to the city

یک بازدید اخیر از شهر

with respect to the recent flood

در رابطه با سیل اخیر

a custom of recent derivation.

یک رسم با ریشه معاصر

a readable condensation of the recent literature.

خلاصه ای خواندنی از ادبیات اخیر.

a recent lobby of Parliament by pensioners.

لابی اخیر پارلمان توسط بازنشستگان

the worst slump in recent memory.

بدترین رکود در حافظه اخیر

At the recent convention a declaration was adopted.

در کنوانسیون اخیر، یک اعلامیه تصویب شد.

the recent upsurge in the popularity of folk music

افزایش اخیر محبوبیت موسیقی فولکلور

I completely agree with your recent editorial.

من کاملاً با مقاله نظری شما موافقم.

his recent opera was a collaboration with Lessing.

اپرا اخیر او یک همکاری با لسینگ بود.

under the head of recent Spanish history.

تحت عنوان تاریخ اسپانیای اخیر

نمونه‌های واقعی

Recently scientists studied A23a as it recently started drifting around the Antarctic peninsula again.

به تازگی دانشمندان A23a را مطالعه کردند زیرا اخیراً دوباره شروع به شناور شدن در اطراف شبه جزیره قطب جنوب کرده است.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Jessica, we recently unearth this 2017 video.

جیسیکا، ما اخیراً این ویدئوی 2017 را کشف کردیم.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

A recent poll gives us some idea.

یک نظرسنجی اخیر به ما ایده ای می دهد.

منبع: CNN Selected December 2015 Collection

So, a very, very, very recent example.

بنابراین، یک نمونه بسیار، بسیار، بسیار اخیر.

منبع: Harvard Business Review

Although they have fallen more recently, they remain high.

اگرچه اخیراً بیشتر کاهش یافته اند، اما همچنان زیاد هستند.

منبع: The Economist (Summary)

Well, I think a lot of those filmmakers are recent.

خب، فکر می کنم بسیاری از آن فیلمسازان اخیراً شروع به کار کرده اند.

منبع: Idol speaks English fluently.

The more recent paintings show people in static poses.

نقاشی های جدیدتر، افراد را در حالت های ثابت نشان می دهد.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 8

This is merely punishment for Lucius's recent failures.

این صرفاً مجازاتی برای شکست های اخیر لوسیوس است.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

Meanwhile, mortgage rates have surged in recent weeks.

در همین حال، نرخ وام مسکن در هفته های اخیر افزایش یافته است.

منبع: NPR News July 2013 Compilation

I've recently gotten a few that are like dying lady rom-coms.

من اخیراً چند مورد از آنها را که مانند کمدی رمانتیک زن در حال مرگ هستند، دریافت کرده ام.

منبع: Idol speaks English fluently.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید