disburses

[ایالات متحده]/dɪsˈbɜːs/
[بریتانیا]/dɪsˈbɜːrs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پول پرداخت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

disburses funds

توزیع بودجه

disburses payments

پرداخت‌ها را توزیع می‌کند

disburses grants

توزیع کمک‌های بلاعوض

disburses loans

توزیع وام‌ها

disburses salaries

پرداخت حقوق

disburses resources

توزیع منابع

disburses aid

توزیع کمک‌ها

disburses capital

توزیع سرمایه

disburses benefits

توزیع مزایا

disburses cash

توزیع وجه نقد

جملات نمونه

the government disburses funds for education every year.

دولت هر سال بودجه‌ای را برای آموزش و پرورش توزیع می‌کند.

the charity disburses donations to local families in need.

نهاد خیریه کمک‌های مالی را بین خانواده‌های محلی نیازمند توزیع می‌کند.

the company disburses bonuses based on employee performance.

شرکت پاداش‌ها را بر اساس عملکرد کارکنان توزیع می‌کند.

she disburses her savings to help her friends start businesses.

او پس‌انداز خود را برای کمک به دوستانش در شروع کسب و کار توزیع می‌کند.

the organization disburses grants to support research projects.

سازمان کمک‌های بلاعوض را برای حمایت از پروژه‌های تحقیقاتی توزیع می‌کند.

he disburses his time wisely to balance work and family.

او زمان خود را به طور عاقلانه برای متعادل کردن کار و خانواده توزیع می‌کند.

the school disburses scholarships to deserving students.

مدرسه بورسیه‌ها را بین دانش‌آموزان شایسته توزیع می‌کند.

the fund disburses resources to help disaster victims.

صندوق منابع را برای کمک به آسیب‌دیدگان ناشی از فاجعه توزیع می‌کند.

she carefully disburses her monthly budget to cover all expenses.

او بودجه ماهانه خود را با دقت توزیع می‌کند تا تمام هزینه‌ها را پوشش دهد.

the city council disburses money for community development projects.

شورای شهر پول را برای پروژه‌های توسعه جامعه توزیع می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید