issues

[ایالات متحده]/ˈɪʃuːz/
[بریتانیا]/ˈɪʒuːz/

ترجمه

n. مواردی که نیازمند توجه یا بررسی هستند؛ مشکلات؛ نکات اختلاف یا عدم توافق؛ اوراق قرضه منتشر شده توسط یک شرکت یا دولت.

عبارات و ترکیب‌ها

raise issues

ارائه مسائل

technical issues

مسائل فنی

common issues

مسائل رایج

security issues

مسائل امنیتی

legal issues

مسائل حقوقی

identify issues

تشخیص مسائل

address issues

رسیدگی به مسائل

ongoing issues

مسائل در جریان

critical issues

مسائل حیاتی

issues arise

مسائل مطرح می‌شوند

جملات نمونه

The project faced several technical issues.

پروژه با چندین مشکل فنی روبرو شد.

We need to address the ongoing issues with customer service.

ما باید به مشکلات مداوم خدمات مشتری رسیدگی کنیم.

There are some issues with the payment system.

مشکلاتی در سیستم پرداخت وجود دارد.

The report highlights key issues in the industry.

گزارش مسائل کلیدی در صنعت را برجسته می‌کند.

She raised several issues during the meeting.

او چندین مسئله را در طول جلسه مطرح کرد.

The new policy addresses common issues faced by students.

سیاست جدید به مسائل رایجی که دانشجویان با آن روبرو هستند می‌پردازد.

They encountered some unexpected issues during the experiment.

آنها در طول آزمایش با برخی مشکلات پیش بینی نشده مواجه شدند.

The team is working to resolve the technical issues.

تیم در حال تلاش برای رفع مشکلات فنی است.

These issues need to be addressed promptly.

این مسائل باید به سرعت رسیدگی شود.

The company is facing a number of financial issues.

شرکت با تعدادی مشکل مالی روبرو است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید