disciform shape
شکل دیسکی
disciform leaf
برگ دیسکی
disciform structure
ساختار دیسکی
disciform object
شیء دیسکی
disciform fungus
قارچ دیسکی
disciform cloud
ابر دیسکی
disciform pattern
الگوی دیسکی
disciform design
طراحی دیسکی
disciform form
فرم دیسکی
disciform feature
ویژگی دیسکی
the disciform structure of the leaf helps in maximizing sunlight absorption.
ساختار دیسکی شکل برگ به حداکثر رساندن جذب نور خورشید کمک می کند.
in biology, a disciform organism may have unique adaptations.
در زیست شناسی، یک ارگانیسم دیسکی شکل ممکن است سازگاری های منحصر به فردی داشته باشد.
the artist created a disciform sculpture that captivated everyone.
هنرمند مجسمه ای دیسکی شکل خلق کرد که همه را مجذوب خود کرد.
some jellyfish exhibit a disciform shape that aids in their movement.
برخی از فک دریایی شکل دیسکی شکل از خود نشان می دهند که به حرکت آنها کمک می کند.
the disciform design of the table makes it ideal for small spaces.
طراحی دیسکی شکل میز آن را برای فضاهای کوچک ایده آل می کند.
researchers found a disciform fossil that provided insights into ancient life.
محققان یک فسیل دیسکی شکل پیدا کردند که بینشی در مورد زندگی باستانی ارائه داد.
the disciform pattern on the shell is characteristic of certain mollusks.
الگوی دیسکی شکل روی صدف، مشخصه برخی از نرم تنان است.
disciform clouds are often seen in specific weather conditions.
ابر های دیسکی شکل اغلب در شرایط آب و هوایی خاص دیده می شوند.
plants with disciform flowers attract various pollinators.
گیاهانی با گل های دیسکی شکل، گرده افشان های مختلفی را جذب می کنند.
the disciform nature of the object made it easy to handle.
طبیعت دیسکی شکل جسم باعث می شد که با آن به راحتی کار کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید