disconcertions

[ایالات متحده]/ˌdɪskənˈsɜːʃənz/
[بریتانیا]/ˌdɪskənˈsɜrʃənz/

ترجمه

n. عمل ایجاد سردرگمی یا شرمندگی

عبارات و ترکیب‌ها

disconcertions arise

برخورد با ناگواری‌ها

face disconcertions

مقابله با ناگواری‌ها

experience disconcertions

تحمل ناگواری‌ها

overcome disconcertions

غلبه بر ناگواری‌ها

manage disconcertions

مدیریت ناگواری‌ها

disconcertions impact

تاثیر ناگواری‌ها

disconcertions increase

افزایش ناگواری‌ها

address disconcertions

رسیدگی به ناگواری‌ها

disconcertions diminish

کاهش ناگواری‌ها

recognize disconcertions

تشخیص ناگواری‌ها

جملات نمونه

her disconcertions were evident during the presentation.

نگرانی‌های او در طول ارائه آشکار بود.

the sudden changes caused a lot of disconcertions among the team.

تغییرات ناگهانی باعث ایجاد نگرانی زیادی در بین اعضای تیم شد.

he tried to hide his disconcertions but failed.

او سعی کرد نگرانی‌های خود را پنهان کند اما موفق نشد.

disconcertions can lead to poor decision-making.

نگرانی‌ها می‌توانند منجر به تصمیم‌گیری ضعیف شوند.

she managed her disconcertions with deep breaths.

او با نفس‌های عمیق بر نگرانی‌های خود غلبه کرد.

his disconcertions were apparent when he faced the audience.

وقتی در مقابل مخاطب قرار گرفت، نگرانی‌های او آشکار بود.

disconcertions often arise in unfamiliar situations.

نگرانی‌ها اغلب در موقعیت‌های ناآشنا ایجاد می‌شوند.

she expressed her disconcertions about the upcoming exam.

او نگرانی‌های خود را در مورد امتحان آینده بیان کرد.

his disconcertions were soothed by her reassuring words.

کلمات اطمینان بخش او نگرانی‌های او را تسکین داد.

disconcertions can hinder performance in high-pressure environments.

نگرانی‌ها می‌توانند عملکرد را در محیط‌های پرفشار مختل کنند.

his disconcertions were evident during the meeting.

نگرانی‌های او در طول جلسه آشکار بود.

she tried to hide her disconcertions from her colleagues.

او سعی کرد نگرانی‌های خود را از همکارانش پنهان کند.

the unexpected news caused disconcertions among the staff.

خبرهای غیرمنتظره باعث ایجاد نگرانی در بین کارکنان شد.

he managed his disconcertions well during the presentation.

او در طول ارائه، نگرانی‌های خود را به خوبی مدیریت کرد.

her disconcertions were apparent when she received criticism.

وقتی انتقاد دریافت کرد، نگرانی‌های او آشکار بود.

disconcertions can arise in unfamiliar situations.

نگرانی‌ها اغلب در موقعیت‌های ناآشنا ایجاد می‌شوند.

the team's disconcertions were addressed in a follow-up meeting.

نگرانی‌های تیم در یک جلسه پیگیری مورد رسیدگی قرار گرفت.

he often experiences disconcertions before important events.

او اغلب قبل از رویدادهای مهم دچار نگرانی می‌شود.

managing disconcertions is key to effective communication.

مدیریت نگرانی‌ها برای برقراری ارتباط موثر کلیدی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید