disforests

[ایالات متحده]/dɪsˈfɒrɪsts/
[بریتانیا]/dɪsˈfɔːrɪsts/

ترجمه

vt. جنگلی را از درختان پاک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

disforests areas

مناطعی که دچار جنگل‌زدایی شده‌اند

disforests impact

تاثیر جنگل‌زدایی

disforests rates

نرخ جنگل‌زدایی

disforests causes

علت‌های جنگل‌زدایی

disforests effects

اثرات جنگل‌زدایی

disforests solutions

راه حل‌های جنگل‌زدایی

disforests management

مدیریت جنگل‌زدایی

disforests trends

روند جنگل‌زدایی

disforests policies

سیاست‌های جنگل‌زدایی

disforests consequences

پیامدهای جنگل‌زدایی

جملات نمونه

deforestation disforests large areas of land.

کاهش جنگل‌ها مساحتی وسیع از زمین را از بین می‌برد.

climate change disforests habitats for many species.

تغییرات آب و هوایی زیستگاه‌های بسیاری از گونه‌ها را از بین می‌برد.

logging practices disforests regions at an alarming rate.

روش‌های قطع درختان مناطق را با سرعت نگران‌کننده‌ای از بین می‌برد.

urban expansion disforests natural landscapes.

گسترش شهرها مناظر طبیعی را از بین می‌برد.

overpopulation disforests areas that were once lush.

افزایش جمعیت مناطقی را که زمانی سرسبز بودند، از بین می‌برد.

illegal logging disforests protected areas.

قطع درختان غیرقانونی مناطق حفاظت‌شده را از بین می‌برد.

fires disforests many regions during dry seasons.

آتش‌سوزی‌ها در فصل‌های خشک بسیاری از مناطق را از بین می‌برد.

agricultural expansion disforests valuable ecosystems.

گسترش کشاورزی اکوسیستم‌های ارزشمند را از بین می‌برد.

pollution disforests the air quality in nearby forests.

آلودگی کیفیت هوای جنگل‌های نزدیک را از بین می‌برد.

conservation efforts aim to reverse disforests trends.

تلاش‌های حفاظتی برای معکوس کردن روند از بین رفتن جنگل‌ها هدف‌گذاری شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید