| صفت عالی | dishiest |
That tall actor is a dishy man.
آن بازیگر قد بلند مرد جذابی است.
she's the perfect candidate for a dishy biography.
او نامزد مناسبی برای یک زندگینامه جذاب است.
She always has the dishy gossip about everyone in the office.
او همیشه شایعات جذاب و خواندنی درباره همه در دفتر دارد.
He is quite dishy and has a charming smile.
او بسیار جذاب است و لبخند دلربایی دارد.
The restaurant has a reputation for serving dishy seafood dishes.
این رستوران به خاطر سرو غذاهای دریایی خوشمزه و جذاب شهرت دارد.
The new chef is known for creating dishy desserts.
سرآشپز جدید به خاطر تهیه دسرهای خوشمزه و جذاب معروف است.
She loves to watch dishy celebrities on TV.
او عاشق تماشای افراد مشهور جذاب در تلویزیون است.
The magazine features dishy fashion trends.
این مجله شامل مد و لباس های جذاب است.
The party was full of dishy singles looking to mingle.
مهمانی پر از مجردین جذاب بود که به دنبال معاشرت بودند.
The movie star is known for his dishy looks and charismatic personality.
این ستاره سینما به خاطر ظاهر جذاب و شخصیت کاریزماتیک خود شناخته شده است.
The bakery is famous for its dishy pastries and cakes.
این شیرینیسرای به خاطر شیرینیها و کیکهای خوشمزه و جذاب خود مشهور است.
She couldn't resist the temptation of trying the dishy new restaurant in town.
او نتوانست در برابر وسوسه امتحان کردن رستوران جدید و جذاب در شهر مقاومت کند.
That tall actor is a dishy man.
آن بازیگر قد بلند مرد جذابی است.
she's the perfect candidate for a dishy biography.
او نامزد مناسبی برای یک زندگینامه جذاب است.
She always has the dishy gossip about everyone in the office.
او همیشه شایعات جذاب و خواندنی درباره همه در دفتر دارد.
He is quite dishy and has a charming smile.
او بسیار جذاب است و لبخند دلربایی دارد.
The restaurant has a reputation for serving dishy seafood dishes.
این رستوران به خاطر سرو غذاهای دریایی خوشمزه و جذاب شهرت دارد.
The new chef is known for creating dishy desserts.
سرآشپز جدید به خاطر تهیه دسرهای خوشمزه و جذاب معروف است.
She loves to watch dishy celebrities on TV.
او عاشق تماشای افراد مشهور جذاب در تلویزیون است.
The magazine features dishy fashion trends.
این مجله شامل مد و لباس های جذاب است.
The party was full of dishy singles looking to mingle.
مهمانی پر از مجردین جذاب بود که به دنبال معاشرت بودند.
The movie star is known for his dishy looks and charismatic personality.
این ستاره سینما به خاطر ظاهر جذاب و شخصیت کاریزماتیک خود شناخته شده است.
The bakery is famous for its dishy pastries and cakes.
این شیرینیسرای به خاطر شیرینیها و کیکهای خوشمزه و جذاب خود مشهور است.
She couldn't resist the temptation of trying the dishy new restaurant in town.
او نتوانست در برابر وسوسه امتحان کردن رستوران جدید و جذاب در شهر مقاومت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید