disinter

[ایالات متحده]/ˌdɪsɪnˈtɜː(r)/
[بریتانیا]/ˌdɪsɪnˈtɜːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

فعل: کشف کردن؛ حفاری کردن؛ فاش کردن.

جملات نمونه

Archaeologists often disinter ancient artifacts for further study.

باستان‌شناسان اغلب مصنوعات باستانی را برای مطالعه بیشتر از خاک بیرون می‌آورند.

The cemetery was disinterred to make room for a new building.

برای ساخت یک ساختمان جدید، گورستان را از خاک بیرون آوردند.

It is illegal to disinter a body without proper authorization.

بدون مجوز مناسب، بیرون آوردن جسد از خاک غیرقانونی است.

The treasure hunters disinterred the buried chest.

گنج‌یاب‌ها صندوق مدفون شده را از خاک بیرون آوردند.

The archaeologists carefully disinterred the mummy from its tomb.

باستان‌شناسان با دقت مومیایی را از مقبره‌اش بیرون آوردند.

The police had to disinter the evidence buried in the backyard.

پلیس مجبور شد مدارک را که در حیاط پشتی دفن شده بود، از خاک بیرون آورد.

They decided to disinter the time capsule to see what was inside.

آنها تصمیم گرفتند کپسول زمان را از خاک بیرون آورند تا ببینند داخل آن چه بود.

The coffin was disinterred and moved to a different location.

تابوت از خاک بیرون آورده و به مکان دیگری منتقل شد.

The authorities disinterred the remains for DNA testing.

مقامات بقایای جسد را برای آزمایش DNA از خاک بیرون آوردند.

The old documents were disinterred from the archives for research purposes.

اسناد قدیمی برای اهداف تحقیقاتی از بایگانی‌ها بیرون آورده شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید