disinters

[ایالات متحده]/dɪsɪnˈtɜːrz/
[بریتانیا]/dɪsɪnˈtɜrz/

ترجمه

v. از قبر بدن را درآوردن

عبارات و ترکیب‌ها

disinters remains

بیرون کندن بقایای

disinters evidence

بیرون کندن مدارک

disinters history

بیرون کندن تاریخ

disinters secrets

بیرون کندن اسرار

disinters facts

بیرون کندن حقایق

disinters memories

بیرون کندن خاطرات

disinters truths

بیرون کندن حقایق

disinters knowledge

بیرون کندن دانش

disinters artifacts

بیرون کندن آثار باستانی

disinters graves

بیرون کندن مقبره‌ها

جملات نمونه

archaeologists often disinter ancient artifacts.

باستان‌شناسان اغلب اشیاء باستانی را کشف می‌کنند.

the team plans to disinter the remains for further study.

تیم قصد دارد بقایای را برای مطالعه بیشتر کشف کند.

they disinter the truth from the buried documents.

آنها حقیقت را از اسناد مدفون شده کشف می‌کنند.

it's essential to disinter historical facts for accurate reporting.

برای گزارش‌دهی دقیق، کشف حقایق تاریخی ضروری است.

she decided to disinter her childhood memories.

او تصمیم گرفت خاطرات دوران کودکی خود را زنده کند.

the investigation aims to disinter evidence from the past.

تحقیقات با هدف کشف مدارک از گذشته انجام می‌شود.

they will disinter the body for a second autopsy.

آنها جسد را برای معاینه جسد دوم کشف می‌کنند.

historians often disinter forgotten stories.

تاریخ‌نگاران اغلب داستان‌های فراموش‌شده را کشف می‌کنند.

to understand the event, we must disinter the facts.

برای درک رویداد، باید حقایق را کشف کنیم.

the documentary aims to disinter the mysteries of the past.

فیلم مستند با هدف کشف اسرار گذشته انجام می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید