disquietudes

[ایالات متحده]/dɪsˈkwaɪətjuːdz/
[بریتانیا]/dɪsˈkwaɪəˌtjudz/

ترجمه

n. حالت ناراحتی یا اضطراب

عبارات و ترکیب‌ها

deep disquietudes

نگرانی‌های عمیق

persistent disquietudes

نگرانی‌های مداوم

internal disquietudes

نگرانی‌های درونی

growing disquietudes

نگرانی‌های رو به رشد

unspoken disquietudes

نگرانی‌های بیان نشده

emotional disquietudes

نگرانی‌های عاطفی

collective disquietudes

نگرانی‌های جمعی

social disquietudes

نگرانی‌های اجتماعی

existential disquietudes

نگرانی‌های وجودی

personal disquietudes

نگرانی‌های شخصی

جملات نمونه

his disquietudes about the future kept him awake at night.

نگرانی‌های او درباره آینده باعث می‌شد شب‌ها بیدار بماند.

she expressed her disquietudes regarding the project's timeline.

او نگرانی‌های خود را در مورد جدول زمانی پروژه بیان کرد.

many disquietudes arose after the announcement of the new policy.

پس از اعلام سیاست جدید، نگرانی‌های زیادی به وجود آمد.

his disquietudes were evident in his restless demeanor.

نگرانی‌های او در رفتار مضطربش آشکار بود.

addressing the disquietudes of the community is essential.

رسیدگی به نگرانی‌های جامعه ضروری است.

her disquietudes about health issues prompted her to seek advice.

نگرانی‌های او در مورد مشکلات سلامتی باعث شد که به دنبال مشاوره برود.

he tried to calm her disquietudes with reassuring words.

او سعی کرد با کلمات اطمینان بخش نگرانی‌های او را آرام کند.

disquietudes regarding climate change are growing among scientists.

نگرانی‌ها در مورد تغییرات آب و هوایی در میان دانشمندان در حال افزایش است.

the disquietudes faced by the team affected their performance.

نگرانی‌هایی که تیم با آن مواجه بود، بر عملکرد آنها تأثیر گذاشت.

in times of crisis, disquietudes can lead to hasty decisions.

در زمان بحران، نگرانی‌ها می‌تواند منجر به تصمیمات عجولانه شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید