| جمع | distributers |
distributer network
شبکه توزیع کننده
distributer agreement
توافقنامه توزیع کننده
distributer price
قیمت توزیع کننده
distributer channel
کانال توزیع کننده
distributer role
نقش توزیع کننده
distributer license
مجوز توزیع کننده
distributer service
خدمات توزیع کننده
distributer territory
منطقه توزیع کننده
distributer relationship
رابطه توزیع کننده
distributer supply
تامین توزیع کننده
the distributer was responsible for delivering the products on time.
توزیعکننده مسئولیت تحویل محصولات به موقع را بر عهده داشت.
we need to find a reliable distributer for our new line of products.
ما باید یک توزیعکننده قابل اعتماد برای خط تولید جدید محصولات خود پیدا کنیم.
she works as a distributer in the electronics industry.
او به عنوان توزیعکننده در صنعت الکترونیک کار میکند.
the distributer offered a discount for bulk purchases.
توزیعکننده تخفیفی برای خریدهای عمده ارائه داد.
our company has partnered with a local distributer for better market reach.
شرکت ما برای افزایش بهتر دسترسی به بازار با یک توزیعکننده محلی مشارکت کرده است.
the distributer ensured that all products met quality standards.
توزیعکننده اطمینان حاصل کرد که همه محصولات استانداردهای کیفیت را برآورده میکنند.
as a distributer, he has to manage multiple suppliers.
به عنوان توزیعکننده، او باید چندین تامینکننده را مدیریت کند.
they are looking for a distributer who can handle international shipping.
آنها به دنبال یک توزیعکننده هستند که بتواند حمل و نقل بینالمللی را انجام دهد.
the distributer provided excellent customer service to all clients.
توزیعکننده خدمات مشتری عالی به همه مشتریان ارائه داد.
it is essential for a distributer to understand market trends.
برای یک توزیعکننده ضروری است که روند بازار را درک کند.
distributer network
شبکه توزیع کننده
distributer agreement
توافقنامه توزیع کننده
distributer price
قیمت توزیع کننده
distributer channel
کانال توزیع کننده
distributer role
نقش توزیع کننده
distributer license
مجوز توزیع کننده
distributer service
خدمات توزیع کننده
distributer territory
منطقه توزیع کننده
distributer relationship
رابطه توزیع کننده
distributer supply
تامین توزیع کننده
the distributer was responsible for delivering the products on time.
توزیعکننده مسئولیت تحویل محصولات به موقع را بر عهده داشت.
we need to find a reliable distributer for our new line of products.
ما باید یک توزیعکننده قابل اعتماد برای خط تولید جدید محصولات خود پیدا کنیم.
she works as a distributer in the electronics industry.
او به عنوان توزیعکننده در صنعت الکترونیک کار میکند.
the distributer offered a discount for bulk purchases.
توزیعکننده تخفیفی برای خریدهای عمده ارائه داد.
our company has partnered with a local distributer for better market reach.
شرکت ما برای افزایش بهتر دسترسی به بازار با یک توزیعکننده محلی مشارکت کرده است.
the distributer ensured that all products met quality standards.
توزیعکننده اطمینان حاصل کرد که همه محصولات استانداردهای کیفیت را برآورده میکنند.
as a distributer, he has to manage multiple suppliers.
به عنوان توزیعکننده، او باید چندین تامینکننده را مدیریت کند.
they are looking for a distributer who can handle international shipping.
آنها به دنبال یک توزیعکننده هستند که بتواند حمل و نقل بینالمللی را انجام دهد.
the distributer provided excellent customer service to all clients.
توزیعکننده خدمات مشتری عالی به همه مشتریان ارائه داد.
it is essential for a distributer to understand market trends.
برای یک توزیعکننده ضروری است که روند بازار را درک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید