diureses

[ایالات متحده]/ˌdaɪ.jʊˈriː.sɪs/
[بریتانیا]/ˌdaɪ.jəˈriː.sɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افزایش تولید ادرار

عبارات و ترکیب‌ها

increased diuresis

افزایش ادرار

promote diuresis

ترویج ادرار

diuresis effect

اثر ادرار

diuresis therapy

درمان ادراری

diuresis response

پاسخ ادراری

diuresis drugs

داروهای ادرار

diuresis measurement

اندازه گیری ادرار

acute diuresis

ادرار حاد

chronic diuresis

ادرار مزمن

diuresis period

دوره ادرار

جملات نمونه

diuresis can help in the treatment of certain medical conditions.

ادراری می‌تواند به درمان برخی شرایط پزشکی کمک کند.

increased diuresis may lead to dehydration if not monitored.

افزایش ادراری ممکن است در صورت عدم نظارت منجر به کم آبی بدن شود.

patients undergoing diuresis should be aware of their fluid intake.

بیماران undergoing diuresis باید از میزان مصرف مایعات خود آگاه باشند.

diuresis is often a side effect of certain medications.

ادراری اغلب یک عارضه جانبی برخی داروها است.

the doctor recommended diuresis to reduce blood pressure.

پزشک برای کاهش فشار خون، ادراری را توصیه کرد.

monitoring diuresis is crucial in managing heart failure.

نظارت بر ادراری در مدیریت نارسایی قلبی بسیار مهم است.

excessive diuresis can lead to electrolyte imbalances.

ادراری بیش از حد می‌تواند منجر به عدم تعادل الکترولیت‌ها شود.

diuresis plays a significant role in kidney function.

ادراری نقش مهمی در عملکرد کلیه دارد.

understanding diuresis helps in the treatment of edema.

درک ادراری به درمان ادم کمک می‌کند.

the nurse monitored the patient's diuresis throughout the night.

پرستار در طول شب، ادراری بیمار را کنترل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید