urination

[ایالات متحده]/ˌjuəri'neiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند فیزیولوژیکی آزادسازی زباله از بدن از طریق عمل ادرار کردن.

جملات نمونه

for edema, edema caused by pyelitis , difficulty in urination, painful urination, acute inflammation of the urethra, leukorrhea, thirst due to heat type of sickness, diarrhea.

برای ادم، ادم ناشی از پیلونفریت، مشکل در ادرار کردن، درد هنگام ادرار کردن، التهاب حاد مجرای ادراری، واژینوز، تشنگی ناشی از نوع بیماری گرم، اسهال.

It is further possible that very private human activities like urination and defecation become erotically arousing to a fetishist.

احتمال وجود این مسئله نیز مطرح است که فعالیت‌های بسیار خصوصی انسان‌ها مانند ادرار و دفع مدفوع، برای یک فرد با تمایلات جنسی خاص، تحریک‌آمیز باشد.

Urinary system: She once had an urgency and frequency of urination, and urodynia after she had got married.

دستگاه ادراری: او قبلاً دچار اضطرار و تکرر ادرار و اورودینیا پس از ازدواج شده بود.

BJT could improve the scores of urination symptom in NIH-CPSI of chronic prostatitis patients, showed significance on statistics;also improve the uroflowmeter, showed significance on statistics.

BJT می‌تواند نمرات علائم ادرار را در NIH-CPSI بیماران مبتلا به پروستاتیت مزمن بهبود بخشد، از نظر آماری اهمیت نشان داد؛ همچنین می‌تواند اوروفلومتر را بهبود بخشد، از نظر آماری اهمیت نشان داد.

However, groups of enuretic children who were aged 5 to 9 or aged 10 to 14 had significantly fewer defecations per week and more urinations per day than control groups of similar age.

با این حال، گروه‌هایی از کودکان مبتلا به شب ادراری که سن آن‌ها بین 5 تا 9 سال یا 10 تا 14 سال بود، تعداد دفعات دفع مدفوع در هفته و تعداد دفعات ادرار در روز به طور قابل توجهی کمتر از گروه‌های کنترل با سن مشابه بود.

He had to hold his urination until he found a restroom.

او مجبور شد تا زمانی که یک دستشویی پیدا کرد، ادرار خود را نگه دارد.

Frequent urination can be a symptom of a urinary tract infection.

ادرار مکرر می‌تواند علامتی از عفونت دستگاه ادراری باشد.

The doctor advised him to drink more water to help with his urination problem.

پزشک به او توصیه کرد تا به کمک مشکل ادرار خود، آب بیشتری بنوشد.

She experienced pain and burning sensation during urination.

او در هنگام ادرار احساس درد و سوزش کرد.

Urination is a natural bodily function that helps eliminate waste from the body.

ادرار یک عملکرد طبیعی بدن است که به دفع مواد زائد از بدن کمک می‌کند.

He tried to discreetly find a place for urination in the woods.

او سعی کرد به طور محتاطانه مکانی برای ادرار در جنگل پیدا کند.

The sound of urination echoed in the quiet bathroom.

صدای ادرار در حمام آرام طنین‌انداز بود.

She had to wake up several times during the night for urination.

او مجبور شد چندین بار در طول شب برای ادرار از خواب بیدار شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید