seeking diviners
به دنبال فالگیران
skilled diviners
فالگیران ماهر
ancient diviners
فالگیران باستانی
diviners consulted
فالگیران مشورت شده
future diviners
فالگیران آینده
renowned diviners
فالگیران مشهور
local diviners
فالگیران محلی
wise diviners
فالگیران خردمند
observing diviners
فالگیران ناظر
powerful diviners
فالگیران قدرتمند
many people consult diviners to predict their future.
بسیاری از مردم برای پیشبینی آینده خود به پیشگویان مراجعه میکنند.
the skeptical scientist dismissed the diviners as frauds.
دانشمند شکاک، پیشگویان را به عنوان کلاهبردار رد کرد.
ancient cultures often employed diviners to interpret omens.
فرهنگهای باستانی اغلب از پیشگویان برای تفسیر نشانهها استفاده میکردند.
the diviners used tarot cards to offer guidance.
پیشگویان از کارتهای تاروت برای ارائه راهنمایی استفاده میکردند.
she sought out experienced diviners for advice on her career.
او برای مشورت در مورد شغل خود، پیشگویان با تجربه را پیدا کرد.
the villagers respected the local diviners’ wisdom.
روستاییان از خرد پیشگویان محلی احترام میگذاشتند.
he questioned the accuracy of the diviners’ predictions.
او صحت پیشبینیهای پیشگویان را زیر سوال برد.
the diviners studied astrology and numerology.
پیشگویان، اخترشناسی و علم اعداد را مطالعه میکردند.
traditional diviners often read tea leaves.
پیشگویان سنتی اغلب برگهای چای را میخواندند.
the king consulted the royal diviners about the war.
شاه در مورد جنگ با پیشگویان سلطنتی مشورت کرد.
some people believe diviners can foresee major events.
برخی افراد معتقدند که پیشگویان میتوانند وقایع مهم را پیشبینی کنند.
seeking diviners
به دنبال فالگیران
skilled diviners
فالگیران ماهر
ancient diviners
فالگیران باستانی
diviners consulted
فالگیران مشورت شده
future diviners
فالگیران آینده
renowned diviners
فالگیران مشهور
local diviners
فالگیران محلی
wise diviners
فالگیران خردمند
observing diviners
فالگیران ناظر
powerful diviners
فالگیران قدرتمند
many people consult diviners to predict their future.
بسیاری از مردم برای پیشبینی آینده خود به پیشگویان مراجعه میکنند.
the skeptical scientist dismissed the diviners as frauds.
دانشمند شکاک، پیشگویان را به عنوان کلاهبردار رد کرد.
ancient cultures often employed diviners to interpret omens.
فرهنگهای باستانی اغلب از پیشگویان برای تفسیر نشانهها استفاده میکردند.
the diviners used tarot cards to offer guidance.
پیشگویان از کارتهای تاروت برای ارائه راهنمایی استفاده میکردند.
she sought out experienced diviners for advice on her career.
او برای مشورت در مورد شغل خود، پیشگویان با تجربه را پیدا کرد.
the villagers respected the local diviners’ wisdom.
روستاییان از خرد پیشگویان محلی احترام میگذاشتند.
he questioned the accuracy of the diviners’ predictions.
او صحت پیشبینیهای پیشگویان را زیر سوال برد.
the diviners studied astrology and numerology.
پیشگویان، اخترشناسی و علم اعداد را مطالعه میکردند.
traditional diviners often read tea leaves.
پیشگویان سنتی اغلب برگهای چای را میخواندند.
the king consulted the royal diviners about the war.
شاه در مورد جنگ با پیشگویان سلطنتی مشورت کرد.
some people believe diviners can foresee major events.
برخی افراد معتقدند که پیشگویان میتوانند وقایع مهم را پیشبینی کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید