tarot

[ایالات متحده]/'tærəʊ/
[بریتانیا]/'tæro/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارت‌های تاروت، مجموعه‌ای از ۲۲ کارت.

عبارات و ترکیب‌ها

tarot cards

کارت‌های تاروت

tarot reading

تاروت خوانی

tarot deck

دست تاروت

tarot spread

گسترده تاروت

tarot reader

خواننده تاروت

tarot interpretation

تفسیر تاروت

tarot symbolism

نمادگرایی تاروت

tarot study

مطالعه تاروت

جملات نمونه

She consulted the tarot cards for guidance.

او برای راهنمایی به کارت‌های تاروت مشورت کرد.

The tarot reading predicted a major life change.

خواندن تاروت تغییرات عمده در زندگی را پیش‌بینی کرد.

He was intrigued by the mysteries of tarot.

او مجذوب رمز و رازهای تاروت بود.

The tarot deck consists of 78 cards.

دسته‌ی تاروت از 78 کارت تشکیل شده است.

She believed in the power of tarot readings.

او به قدرت خواندن‌های تاروت اعتقاد داشت.

Many people turn to tarot for spiritual guidance.

بسیاری از مردم برای راهنمایی معنوی به تاروت روی می‌آورند.

The tarot reader interpreted the cards with precision.

خواننده تاروت با دقت کارت‌ها را تفسیر کرد.

He sought clarity through a tarot reading.

او به دنبال وضوح از طریق خواندن تاروت بود.

The tarot spread revealed hidden truths.

گسترده تاروت حقایق پنهان را آشکار کرد.

She used the tarot as a tool for self-reflection.

او از تاروت به عنوان ابزاری برای خودآگاهی استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید