doable

[ایالات متحده]/ˈduːəbl/
[بریتانیا]/ˈduːəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل انجام یا دستیابی

عبارات و ترکیب‌ها

doable task

وظیفه قابل انجام

doable goal

هدف قابل دستیابی

doable plan

برنامه قابل انجام

doable project

پروژه قابل انجام

doable solution

راه حل قابل انجام

doable idea

ایده قابل انجام

doable option

گزینه قابل انجام

doable challenge

چالش قابل انجام

doable task list

لیست وظایف قابل انجام

doable outcome

نتیجه قابل انجام

جملات نمونه

is this project doable within the deadline?

آیا این پروژه در مهلت مقرر قابل انجام است؟

we need to find a doable solution to this problem.

ما باید یک راه حل قابل انجام برای این مشکل پیدا کنیم.

her plan seems doable with the right resources.

به نظر می رسد برنامه او با منابع مناسب قابل انجام است.

it's a doable task if we work together.

اگر با هم کار کنیم، این یک کار قابل انجام است.

they assured me that the changes are doable.

آنها به من اطمینان دادند که تغییرات قابل انجام هستند.

we need to assess if the budget is doable.

ما باید ارزیابی کنیم که آیا بودجه قابل انجام است یا خیر.

finding a balance between work and life is doable.

پیدا کردن تعادل بین کار و زندگی قابل انجام است.

making this change is doable with some adjustments.

انجام این تغییر با برخی تنظیمات قابل انجام است.

she believes that anything is doable with enough effort.

او معتقد است که با تلاش کافی، هر کاری قابل انجام است.

we should focus on doable goals for this quarter.

ما باید بر روی اهداف قابل انجام برای این فصل تمرکز کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید