docilities

[ایالات متحده]/dɒsɪlɪtiz/
[بریتانیا]/dɑːsɪlɪtiz/

ترجمه

n. کیفیت مطیع بودن؛ تسلیم پذیری

عبارات و ترکیب‌ها

gentle docilities

نجوم ملایم

unwavering docilities

نجوم استوار

natural docilities

نجوم طبیعی

innate docilities

نجوم ذاتی

cultural docilities

نجوم فرهنگی

social docilities

نجوم اجتماعی

psychological docilities

نجوم روانشناختی

learned docilities

نجوم آموخته شده

voluntary docilities

نجوم داوطلبانه

passive docilities

نجوم منفعل

جملات نمونه

her docilities made her a favorite among the trainers.

مهارت‌های او باعث شد تا در بین مربیان مورد علاقه قرار گیرد.

the dog's docilities were evident during the obedience training.

مهارت‌های سگ در طول آموزش اطاعت آشکار بود.

children often exhibit docilities when they are well cared for.

کودکان اغلب وقتی به خوبی از آنها مراقبت می شود، مهارت ها را نشان می دهند.

his docilities allowed him to adapt easily to the new environment.

مهارت‌های او به او اجازه داد تا به راحتی با محیط جدید سازگار شود.

she admired the docilities of the horse during the competition.

او مهارت‌های اسب را در طول مسابقه تحسین کرد.

docilities in animals can be trained through positive reinforcement.

مهارت‌های حیوانات را می‌توان از طریق تقویت مثبت آموزش داد.

the docilities of the puppy made it easy to train.

مهارت‌های توله سگ باعث شد آموزش آن آسان باشد.

his docilities were a key factor in his success as a leader.

مهارت‌های او یک عامل کلیدی در موفقیت او به عنوان یک رهبر بود.

understanding the docilities of various breeds is essential for dog owners.

درک مهارت‌های نژادهای مختلف برای صاحبان سگ ضروری است.

the trainer praised the docilities of the rescue animals.

مربی از مهارت‌های حیوانات نجات یافته تمجید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید