dockhand

[ایالات متحده]/dɒk hænd/
[بریتانیا]/dɑk hænd/

ترجمه

n. کارگر دکه مسئول بارگیری و تخلیه کشتی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

dockhand duties

وظایف اسکله‌بان

dockhand training

آموزش اسکله‌بان

dockhand skills

مهارت‌های اسکله‌بان

dockhand job

شغل اسکله‌بان

dockhand position

موقعیت اسکله‌بان

dockhand responsibilities

مسئولیت‌های اسکله‌بان

dockhand safety

ایمنی اسکله‌بان

dockhand team

تیم اسکله‌بان

dockhand experience

تجربه اسکله‌بان

dockhand work

کار اسکله‌بان

جملات نمونه

the dockhand skillfully loaded the cargo onto the ship.

کارگر اسکله با مهارت بار را به کشتی منتقل کرد.

as a dockhand, he worked long hours during the busy season.

همکاری به عنوان یک کارگر اسکله، او در طول فصل شلوغ ساعت‌های طولانی کار می‌کرد.

the dockhand received training in safety protocols.

کارگر اسکله آموزش‌های ایمنی را دریافت کرد.

every dockhand must wear protective gear while working.

هر کارگر اسکله باید در هنگام کار از تجهیزات محافظتی استفاده کند.

the dockhand coordinated with the captain for efficient unloading.

کارگر اسکله با کاپیتان برای تخلیه کارآمد هماهنگ کرد.

she started her career as a dockhand before becoming a supervisor.

او قبل از تبدیل شدن به سرپرست، حرفه خود را به عنوان یک کارگر اسکله آغاز کرد.

the dockhand's attention to detail ensured everything was in order.

توجه کارگر اسکله به جزئیات اطمینان حاصل کرد که همه چیز مرتب است.

dockhands often work in teams to manage heavy loads.

کارگران اسکله اغلب در تیم‌ها برای مدیریت بارهای سنگین کار می‌کنند.

the dockhand was praised for his hard work and dedication.

کارگر اسکله به خاطر تلاش و تعهدش مورد تحسین قرار گرفت.

after a long shift, the dockhand finally took a break.

پس از یک شیفت طولانی، کارگر اسکله بالاخره استراحت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید