luggage porter
نگهدار بار
the porter left with a surly expression.
ناپذیر با چهره ای عبوس از بندر رفت.
give a porter one's luggage to carry
چمدان خود را به یک متصدی باربری بدهید تا آن را حمل کند.
The hotel porter will help you.
ناپذیر هتل به شما کمک خواهد کرد.
the head porter works in close liaison with the reception office.
متصدی باربری با دفتر پذیرش در ارتباط نزدیک کار می کند.
The porter had to force the window open every morning.
خدمتکار مجبور بود هر روز صبح پنجره را با زور باز کند.
The porter, however, could not understand me.
با این حال، آن متصدی نتوانست مرا بفهمد.
I tipped the porter 50p.
من 50 پنس به خدمتکار دادم.
The porters scratched up the desk.
خدمتکاران روی میز خراش ایجاد کردند.
the porter was the last person to see her prior to her disappearance.
خدمتکار آخرین کسی بود که قبل از ناپدید شدن او او را دیده بود.
The porters may be-fied by their red caps.
ممکن است خدمتکاران با کلاه های قرمز مشخص شوند.
The 'taxi' is a small Swiss aeroplane called a 'Pilatus Porter'.
'تاکسی' یک هواپیمای کوچک سوئیسی به نام 'پیلاتوس پورت' است.
The porter distributes incoming letters to the offices.
نگهبان نامه های ورودی را بین دفاتر توزیع می کند.
Feodal porter Ma Babei never reconciles to failure and buys off workers at first and then makes destruct insanely.
پورتر فئودال ما بابهی هرگز با شکست آشتی نمیکند و ابتدا کارگران را تطمیع میکند و سپس به طور دیوانهوار تخریب میکند.
New Labour apparatchiks were much more likely to wax lyrical about Tom Peters* and Michael Porter* than Keir Hardie* and Nye Bevan*.
اپاراتچیکهای نیوی Labour بیشتر احتمال داشتند درباره تام پیترز* و مایکل پورتری* به صورت شاعرانه صحبت کنند تا درباره کیر هاردی* و نیو بیون.
Miranda, Eva and Plisse-Rondo are three women characters written by the famous American southern writers Katherine Anne Porter and Eudora Wetly.
ميراندا، اوا و پليس-روندو سه شخصیت زن هستند که توسط کاترين آن پورتِر و اودورا ويتلي، دو نویسنده آمریکایی مشهور در جنوب آمریکا نوشته شده اند.
The Latin Church had long recognized four minor orders (porter, lector, exorcist, acolyte) and four major orders (subdeacon, deacon, priest, bishop).
کلیسای لاتین مدت طولانی بود که چهار مرتبه جزئی (نگهبان، خواننده، خوج، خدمتکار) و چهار مرتبه اصلی (ناقدی، کشیش، روحانی، اسقف) را به رسمیت شناخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید