doddering

[ایالات متحده]/ˈdɒd.ər.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdɑː.dɚ.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. لرزان یا لرزنده، اغلب به دلیل سن؛ ناپایدار یا ضعیف در حرکت

عبارات و ترکیب‌ها

doddering old

پیر و لرزان

doddering fool

ابله پیر و لرزان

doddering man

مرد پیر و لرزان

doddering woman

زن پیر و لرزان

doddering figure

شخص پیر و لرزان

doddering steps

قدم‌های پیر و لرزان

doddering pace

قدم‌های آهسته و لرزان

doddering age

سن پیر و لرزان

doddering memory

حافظه پیر و لرزان

doddering thoughts

افکار پیر و لرزان

جملات نمونه

the doddering old man struggled to cross the street.

مرد پیر و لرزان برای عبور از خیابان تلاش کرد.

she found her doddering grandfather reminiscing about his youth.

او پدربزرگ پیر و لرزان خود را در حال یادآوری جوانی‌اش یافت.

the doddering dog slowly made its way to its bed.

سگ پیر و لرزان به آرامی به سمت تخت خود رفت.

his doddering speech made it hard to understand his point.

سخنرانی لرزان او باعث شد درک منظور او دشوار باشد.

the doddering professor often forgot where he placed his notes.

استاد پیر و لرزان اغلب فراموش می‌کرد یادداشت‌های خود را کجا گذاشته است.

we watched the doddering bird trying to find food.

ما پرنده پیر و لرزان را که سعی داشت غذا پیدا کند، تماشا کردیم.

the doddering couple held hands as they walked in the park.

زوج پیر و لرزان در حالی که در پارک قدم می‌زدند، دست در دست هم داشتند.

his doddering gait was a sign of his advanced age.

حالت راه رفتن لرزان او نشانه‌ای از سن پیشرفته‌اش بود.

the doddering child needed help climbing the stairs.

کودک پیر و لرزان برای بالا رفتن از پله‌ها به کمک نیاز داشت.

she smiled at the doddering man as he told his stories.

او با شنیدن داستان‌هایش به پیرمرد پیر و لرزان لبخند زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید