doilies

[ایالات متحده]/ˈdɔɪliz/
[بریتانیا]/ˈdɔɪliz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرش‌های زینتی کوچک یا پارچه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

paper doilies

حصیرهای کاغذی

crochet doilies

حصیرهای قلاب‌بافی

doilies for decoration

حصیرها برای تزئین

lace doilies

حصیرهای گیپور

doilies on table

حصیر روی میز

doilies as gifts

حصیر به عنوان هدیه

doilies in crafts

حصیر در صنایع دستی

doilies for events

حصیر برای رویدادها

doilies and lace

حصیر و گیپور

doilies for tables

حصیر برای میزها

جملات نمونه

she decorated the table with beautiful doilies.

او میز را با دیس‌های زیبا تزئین کرد.

doilies can add a touch of elegance to any setting.

دیس‌ها می‌توانند ظاهری زیبا و شیک به هر محیطی اضافه کنند.

he carefully placed the doilies under each plate.

او به دقت دیس‌ها را زیر هر بشقاب قرار داد.

doilies are often used in tea parties.

دیس‌ها اغلب در مهمانی‌های چای استفاده می‌شوند.

she made doilies as a hobby during her free time.

او در اوقات فراغت خود دیس‌ها را به عنوان یک سرگرمی درست می‌کرد.

doilies can be found in various shapes and sizes.

دیس‌ها را می‌توان در شکل‌ها و اندازه‌های مختلف پیدا کرد.

they used doilies to protect the furniture from scratches.

آنها از دیس‌ها برای محافظت از مبلمان در برابر خراش استفاده کردند.

doilies can be handmade or purchased from stores.

می‌توان دیس‌ها را به صورت دست‌ساز درست کرد یا از مغازه‌ها خریداری کرد.

she gifted her friend a set of intricate doilies.

او یک مجموعه دیس‌های پیچیده به دوستش هدیه داد.

doilies are often used in crafting and scrapbooking.

دیس‌ها اغلب در هنر و کاردستی و اسکرپ‌بوکینگ استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید