dolphin

[ایالات متحده]/ˈdɒlfɪn/
[بریتانیا]/ˈdɑːlfɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پستاندار دریایی هوشمند که اغلب در اقیانوس شنا می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

bottlenose dolphin

دلفینBottlenose

friendly dolphin

دلفین دوستانه

جملات نمونه

dolphins are superb divers.

دلفین‌ها غواصان بسیار خوبی هستند.

a dolphin breaking water.

یک دلفین که از آب بیرون می‌پرد.

the incidental catch of dolphins in the pursuit of tuna.

گرفتن اتفاقی دلفین‌ها در پیگیری تن ماهی.

dolphins and other maritime mammals.

دلفین‌ها و سایر پستانداران دریایی.

dolphin sounds are unintelligible to humans.

صدای دلفین‌ها برای انسان‌ها غیرقابل درک است.

the huge dolphin tempesting the main

دلفین بزرگ که در حال طوفان در دریا است.

many dolphins die from entanglement in fishing nets.

بسیاری از دلفین‌ها در اثر گیر کردن در تورهای ماهیگیری می‌میرند.

The advert featured a dolphin swimming around a goldfish bowl.

تبلیغ دارای یک دلفین بود که در اطراف یک تنگ ماهی گلی شنا می‌کرد.

dolphins can attain speeds in water which man cannot yet emulate.

دلفین‌ها می‌توانند به سرعت‌هایی در آب دست یابند که انسان هنوز قادر به تقلید از آن‌ها نیست.

dolphins and whales can't help taking in the odd gulp of brine as they swallow a fish.

دلفین‌ها و نهنگ‌ها نمی‌توانند از بلعیدن گاهی جرعه آب شور خودداری کنند، زیرا ماهی را می‌بلعند.

Can you say that dolphins are much more intelligent than other animals?

آیا می‌توان گفت که دلفین‌ها بسیار باهوش‌تر از سایر حیوانات هستند؟

The unicorns of the sea, Monodon monoceros are members of the order Cetacea, along with whales, dolphins and porpoises.

یک شاخ‌های دریا، Monodon monoceros، همراه با نهنگ‌ها، دلفین‌ها و دلفین‌های بینی، اعضای مرتبه Cetacea هستند.

Shemsen breached like a shark-chased dolphin and gulped air like a drowning lubber.

شمسن مانند دلفینی که توسط کوسه تعقیب شده بود، بیرون زد و مانند یک فرد غرق شده هوا بلعید.

that this bold metaphor is admirable, and the natural history of the stage has no occasion on a day of allegory and royal epithalamium to take exception at a dolphin who is son to a lion.

اینکه این استعاره جسورانه قابل تحسین است و تاریخ طبیعی صحنه در روزی از استعاره و اپیتالامیوم سلطنتی دلیلی ندارد که در مورد دلفینی که پسر یک شیر است، ایرادی بگیرد.

New methods of setting nets have reduced the bycatch of dolphins but not of other species, such as billfish, turtles and sharks.

روش‌های جدید نصب تورها باعث کاهش صید اتفاقی دلفین‌ها شده است، اما نه گونه‌های دیگر، مانند ماهی‌های خ bills، لاک‌پشت‌ها و کوسه‌ها.

Mari Sloan commented on Mari Sloan's photo ' Boy With Dolphin' ...Papillon Casse commented on EILEEN ...

ماری اسلون در مورد عکس ماری اسلون با عنوان 'پسر با دلفین' نظر داد ... پاپیلون کاسه در مورد ایلین نظر داد ...

BENJI AT MARINELAND follows the emotive pup underwater as he communes with barracudas, dolphins, fish, and assorted other sea friends.

بنجی در مارینلند، سگ احساساتی را زیر آب دنبال می‌کند، زیرا با کوسه‌ها، دلفین‌ها، ماهی‌ها و سایر دوستان دریایی متنوع ارتباط برقرار می‌کند.

Mussa Aboud Jumbe, Zanzibar's director of fisheries, went on state radio to warn the public against eating the dolphin meat, saying the cause of death had not been determined.

موسا عبود جمبه، مدیر کل شیلات زنگبار، در رادیو دولتی به مردم هشدار داد تا از خوردن گوشت دلفین خودداری کنند و گفت که علت مرگ مشخص نشده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید