domesticize animals
اهلی کردن حیوانات
domesticize plants
اهلی کردن گیاهان
domesticize species
اهلی کردن گونهها
domesticize culture
اهلی کردن فرهنگ
domesticize practices
اهلی کردن روشها
domesticize technology
اهلی کردن فناوری
domesticize resources
اهلی کردن منابع
domesticize environment
اهلی کردن محیط زیست
domesticize economy
اهلی کردن اقتصاد
domesticize relationships
اهلی کردن روابط
we need to domesticize these wild plants for agriculture.
ما نیاز داریم این گیاهان وحشی را برای کشاورزی اهلی کنیم.
it takes time to domesticize a wild animal.
اهلی کردن یک حیوان وحشی زمان میبرد.
farmers often domesticize crops to enhance yield.
کشاورزان اغلب محصولات را برای افزایش عملکرد اهلی میکنند.
the process to domesticize species can vary greatly.
فرآیند اهلی کردن گونهها میتواند بسیار متفاوت باشد.
scientists aim to domesticize certain fish for aquaculture.
دانشمندان هدف خود را اهلی کردن برخی از ماهیها برای آبکشت قرار دادهاند.
to domesticize animals, patience and consistency are key.
برای اهلی کردن حیوانات، صبر و ثبات کلید هستند.
we have successfully domesticized several species of birds.
ما با موفقیت چندین گونه پرندگان را اهلی کردهایم.
they are trying to domesticize the local flora for gardening.
آنها در تلاشند تا گیاهان بومی را برای باغبانی اهلی کنند.
it is crucial to domesticize the techniques for better results.
برای دستیابی به نتایج بهتر، اهلی کردن تکنیکها بسیار مهم است.
efforts to domesticize wild species can lead to new varieties.
تلاش برای اهلی کردن گونههای وحشی میتواند منجر به ایجاد انواع جدید شود.
domesticize animals
اهلی کردن حیوانات
domesticize plants
اهلی کردن گیاهان
domesticize species
اهلی کردن گونهها
domesticize culture
اهلی کردن فرهنگ
domesticize practices
اهلی کردن روشها
domesticize technology
اهلی کردن فناوری
domesticize resources
اهلی کردن منابع
domesticize environment
اهلی کردن محیط زیست
domesticize economy
اهلی کردن اقتصاد
domesticize relationships
اهلی کردن روابط
we need to domesticize these wild plants for agriculture.
ما نیاز داریم این گیاهان وحشی را برای کشاورزی اهلی کنیم.
it takes time to domesticize a wild animal.
اهلی کردن یک حیوان وحشی زمان میبرد.
farmers often domesticize crops to enhance yield.
کشاورزان اغلب محصولات را برای افزایش عملکرد اهلی میکنند.
the process to domesticize species can vary greatly.
فرآیند اهلی کردن گونهها میتواند بسیار متفاوت باشد.
scientists aim to domesticize certain fish for aquaculture.
دانشمندان هدف خود را اهلی کردن برخی از ماهیها برای آبکشت قرار دادهاند.
to domesticize animals, patience and consistency are key.
برای اهلی کردن حیوانات، صبر و ثبات کلید هستند.
we have successfully domesticized several species of birds.
ما با موفقیت چندین گونه پرندگان را اهلی کردهایم.
they are trying to domesticize the local flora for gardening.
آنها در تلاشند تا گیاهان بومی را برای باغبانی اهلی کنند.
it is crucial to domesticize the techniques for better results.
برای دستیابی به نتایج بهتر، اهلی کردن تکنیکها بسیار مهم است.
efforts to domesticize wild species can lead to new varieties.
تلاش برای اهلی کردن گونههای وحشی میتواند منجر به ایجاد انواع جدید شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید