domesticizes

[ایالات متحده]/dəˈmɛstɪsʌɪz/
[بریتانیا]/dəˈmɛstɪˌsaɪz/

ترجمه

vt. اهلی کردن; سازگار کردن یا برای استفاده خانگی адапт کردن

عبارات و ترکیب‌ها

domesticizes culture

مداجت فرهنگ

domesticizes animals

مداجت حیوانات

domesticizes plants

مداجت گیاهان

domesticizes environment

مداجت محیط زیست

domesticizes practices

مداجت روش‌ها

domesticizes behaviors

مداجت رفتارها

domesticizes traditions

مداجت سنت‌ها

domesticizes languages

مداجت زبان‌ها

domesticizes economies

مداجت اقتصادها

domesticizes technologies

مداجت فناوری‌ها

جملات نمونه

the company domesticizes its products to appeal to local markets.

شرکت محصولات خود را بومی‌سازی می‌کند تا برای بازارهای محلی جذاب باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید