tames the beast
رام کردن هیولا
tames the wild
رام کردن وحش
tames the storm
رام کردن طوفان
tames the chaos
رام کردن هرج و مرج
tames the fire
رام کردن آتش
tames the heart
رام کردن قلب
tames the spirit
رام کردن روح
tames the mind
رام کردن ذهن
tames the fear
رام کردن ترس
tames the rage
رام کردن خشم
the trainer tames wild horses with patience.
مربی با صبر و حوصله اسبهای وحشی را رام میکند.
she tames her fears before giving a speech.
او ترسهای خود را قبل از سخنرانی رام میکند.
he tames the unruly dog with gentle commands.
او سگ سرکش را با دستورات ملایم رام میکند.
the magician tames the audience with his tricks.
جادوگر با شعبدههای خود مخاطبان را رام میکند.
they tames the chaos of the party with music.
آنها هرج و مرج مهمانی را با موسیقی رام میکنند.
she tames her emotions through meditation.
او احساسات خود را از طریق مدیتیشن رام میکند.
he tames the wild garden into a beautiful landscape.
او باغ وحشی را به یک منظره زیبا تبدیل میکند.
the coach tames the team’s competitive spirit.
مربی روحیه رقابتی تیم را رام میکند.
she tames the complex project with clear plans.
او پروژه پیچیده را با برنامههای واضح رام میکند.
he tames the stormy sea with his sailing skills.
او دریاچه طوفانی را با مهارتهای قایقرانی خود رام میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید