legal domicils
خانههای قانونی
permanent domicils
خانههای دائمی
temporary domicils
خانههای موقت
foreign domicils
خانههای خارجی
multiple domicils
خانههای متعدد
registered domicils
خانههای ثبت شده
primary domicils
خانههای اصلی
secondary domicils
خانههای فرعی
residential domicils
خانههای مسکونی
business domicils
خانههای تجاری
many people prefer to have their domicils in urban areas.
بسیاری از مردم ترجیح میدهند محل سکونت خود را در مناطق شهری داشته باشند.
the law requires that all domicils be registered.
قانون مستلزم ثبتنام تمامی محلهای سکونت است.
she has multiple domicils across the country.
او چندین محل سکونت در سراسر کشور دارد.
determining one's domicils can be complex.
تعیین محل سکونت یک فرد میتواند پیچیده باشد.
he established domicils in both france and italy.
او محلهای سکونت خود را هم در فرانسه و هم در ایتالیا ایجاد کرد.
tax regulations often depend on your domicils.
قوانین مالیاتی اغلب به محل سکونت شما بستگی دارد.
they moved their domicils to a more favorable location.
آنها محل سکونت خود را به مکانی مناسبتر منتقل کردند.
understanding the concept of domicils is essential in law.
درک مفهوم محل سکونت در قانون ضروری است.
her domicils reflect her love for different cultures.
محلهای سکونت او نشاندهنده علاقه او به فرهنگهای مختلف است.
many expatriates maintain domicils in their home countries.
بسیاری از مهاجران محل سکونت خود را در کشورهای خود حفظ میکنند.
legal domicils
خانههای قانونی
permanent domicils
خانههای دائمی
temporary domicils
خانههای موقت
foreign domicils
خانههای خارجی
multiple domicils
خانههای متعدد
registered domicils
خانههای ثبت شده
primary domicils
خانههای اصلی
secondary domicils
خانههای فرعی
residential domicils
خانههای مسکونی
business domicils
خانههای تجاری
many people prefer to have their domicils in urban areas.
بسیاری از مردم ترجیح میدهند محل سکونت خود را در مناطق شهری داشته باشند.
the law requires that all domicils be registered.
قانون مستلزم ثبتنام تمامی محلهای سکونت است.
she has multiple domicils across the country.
او چندین محل سکونت در سراسر کشور دارد.
determining one's domicils can be complex.
تعیین محل سکونت یک فرد میتواند پیچیده باشد.
he established domicils in both france and italy.
او محلهای سکونت خود را هم در فرانسه و هم در ایتالیا ایجاد کرد.
tax regulations often depend on your domicils.
قوانین مالیاتی اغلب به محل سکونت شما بستگی دارد.
they moved their domicils to a more favorable location.
آنها محل سکونت خود را به مکانی مناسبتر منتقل کردند.
understanding the concept of domicils is essential in law.
درک مفهوم محل سکونت در قانون ضروری است.
her domicils reflect her love for different cultures.
محلهای سکونت او نشاندهنده علاقه او به فرهنگهای مختلف است.
many expatriates maintain domicils in their home countries.
بسیاری از مهاجران محل سکونت خود را در کشورهای خود حفظ میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید