donee

[ایالات متحده]/dʌˈniː/
[بریتانیا]/dʌˈni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که هدیه یا اهدایی را دریافت می‌کند؛ در زمینه پزشکی، گیرنده خون یا عضو

عبارات و ترکیب‌ها

gift donee

هدیه گیرنده

donee designation

تعیین نام گیرنده

donee rights

حقوق گیرنده

donee obligations

وظایف گیرنده

donee agreement

توافقنامه گیرنده

donee information

اطلاعات گیرنده

donee status

وضعیت گیرنده

donee benefits

مزایای گیرنده

donee acknowledgment

تاییدیه گیرنده

donee list

لیست گیرندگان

جملات نمونه

the donee must accept the gift for it to be valid.

بگیرنده باید هدیه را بپذیرد تا معتبر باشد.

as a donee, you have certain rights under the law.

به عنوان یک دریافت‌کننده، شما حقوقی تحت قانون دارید.

the donee can use the funds as they see fit.

دریافت‌کننده می‌تواند از این وجوه به دلخواه خود استفاده کند.

it is important to identify the donee clearly in the contract.

شناسایی واضح دریافت‌کننده در قرارداد مهم است.

the donee should be informed about the conditions of the gift.

باید دریافت‌کننده را از شرایط هدیه مطلع کرد.

a donee may be required to report the gift for tax purposes.

دریافت‌کننده ممکن است ملزم به گزارش هدیه برای اهداف مالیاتی باشد.

the donee was grateful for the generous donation.

دریافت‌کننده از کمک سخاوتمندانه قدردانی کرد.

in legal terms, the donee has a fiduciary responsibility.

از نظر قانونی، دریافت‌کننده مسئولیت امانت‌داری دارد.

the donee must adhere to the stipulations of the will.

دریافت‌کننده باید به مفاد وصیت‌نامه پایبند باشد.

finding a suitable donee can sometimes be challenging.

پیدا کردن یک دریافت‌کننده مناسب گاهی اوقات می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید